تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
است و آن شنودنى اندر يافتنى و يادگرفتنى و يادكردنى است . و چو همهء مردمان به دليل اين قوّت‌ها « 1 » كه مر نفوس ايشان راست از آفرينش بدان شنودنى حاجتمندند ، گويندهء آن گفتار جز آفريدگار نباشد . پس درست كرديم از راه آفرينش كه واجب است از حكم عقل كه آفريدگار عالم با مردم سخن گويد بيرون از ديگر جانوران . و اين خواستيم كه بيان كنيم . و برهان بر درستى اين قول كه گفتيم : واجب آيد كه آن سخن گفتن از آفريدگار با مردم به كتابت باشد نه به آواز و حروف ، آن است كه ايزد تعالى - بل ( كه ) فريشتگان او - جسم نيستند و آواز جز از جسم نيايد . و نيز گفتيم كه نبشته گفتارى باشد « 2 » از گوينده مر [ غايبان مكانى و زمانى را و مردمان كه حاضران‌اند ] اندر عالم - بدانچه ايشان اجسام نفسانىاند و خداى تعالى آفريدگار اجسام و ارواح است - بر مثال غايبان مكانىاند از خداى تعالى كه نه اندر مكان است و نه اندر زمان ، و نيز آن مردمان كه هنوز موجود نشده‌اند غايبان زمانىاند بر گذشت زمان از او - سبحانه - . و چو گفتار خداى تعالى با اين دو نوع غايبان است و گفتارى كه غايبان بدان مخصوص‌اند كتابت است ، پس درست شد كه واجب است كه خداى تعالى با مردمان سخن به كتابت گويد نه به « 3 » آواز . و چو بر هر مردمى واجب است كه سخن خداى را بشنود ، واجب آيد كه نبشتهء خداى تعالى هميشه اندر عالم حاضر باشد ، لاجرم اين نبشته كه سخن خداى است ، پيش از آمدن مردم اندر اين عالم حاصل و حاضر بوده است اندر اين عالم ، چنان كه به طاعت داشتن ( طبايع مر نبات را و به طاعت داشتن نبات و طبايع مر حيوان را و به طاعت داشتن نبات و ) و طبايع و حيوان مر مردم را ، ( ايزد تعالى « 4 » ) طاعت خويش بر مردم نبشته است ، و ليكن بيشتر از مردمان از اين فرمان غافلند ، چنان كه خداى تعالى همىگويد ، قوله :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ
هامش
( 1 ) .B: قوّت‌هاى . ( 2 ) .CB: است . ( 3 ) .A: با . ( 4 ) .B: - ايزد تعالى .