پديد آوردن صنعتهاى خويش دستافزارها سازد بر مقتضاى حكمت كه آن دستافزارها بر اختلاف صورتها و فعلهاى خويش مر او را اندر حاصل كردن مقصود او طاعت دارند ، هم چنان كه اين فاعلان كه ياد كرديم از طبايع مختلف صورت و فعل و از نفوس نمايى و حسّى ، مر صانع عالم « 1 » را اندر اين فعل كلّى مطيعانند چنان كه خايسك و سندان و سوهان و جز آن مر زرگر را و تيشه و دست اره و پرمه درودگر را مطيعانند . و مر نفس ناطقه را اندر راست كردن اين خانه پر دستافزارها كه جسد ماست از حواس ظاهر و باطن ، نيز دستافزارهاست مختلف صورت و فعل چو معده و امعا و دل و جگر و جز آن كه هر يكى از آن اندر ساخته كردن اين خانهء پرآلت « 2 » مر او را مطيعند ، هم چنان كه كواكب و افلاك اندر راست كردن اين خانهء پرآلت كه عالم است مر صانع عالم را مطيعند . ]
[ پس ظاهر كرديم كه صانع عالم جسم نفس كلّى است ، و ما را بر اين قول گواهى داد اين نفسهاى جزوى كاندر اجساد است و هر يكى از آن صانع جسدى است . و پيدا كرديم كه يارى دهنده مر نفس كلّى را بر اين صنع عظيم عقل كلّى است ، و ما را بر اين قول همى گواهى دهد استوارى و نيكويى مصنوعاتى كز نفس جزوى آيد چو مر او را از عقل يارى باشد . و اين دليلهايى است كه ما ياد كرديم كه مر خردمندان را ظهور آن از اين دو چيز است كه به ما نزديك است : يكى زمين ، و يكى جسد ما . هر كه به چشم خرد اندر آفرينش بنگرد و مر اين قول را كه گفتيم تأمّل كند و از اين دو گواه نزديك بر درستى اين قول گواهى خواهد ، مر آفريدگان خداى را بشناسد وز آن بر وحدانيّت خداى نشان يابد ، چنان كه خداى تعالى همىگويد ، قوله :
وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ * وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ
« 3 » . اين قولى « 4 » مبرهن و شافى است مر اهل بصيرت را . و للّه الحمد . ]
هامش
( 1 ) .C: خويش .
( 2 ) .B: + از بهر او .
( 3 ) . الذّاريات ( 51 ) : 20 ، 21 .
( 4 ) .C: قول .