تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
حكمت اثر عقل است و صنع مر نفس راست و حكمت مر عقل را ، اين حال دليل است بر آنكه عقل از نفس برتر است و شرف نفس به عقل است . و چو از جملهء فاعلان كه ياد كرديم ، هيچ فاعلى از عقل بهره نيافته است مگر مردم ، نيز ظاهر شده است كه مردم نزديك‌تر چيزى است به صانع حكيم ، بدان روى كز آنچه شرف صانع عالم بدان است و آن عقل است كه شرف نفس بدوست ، مردم بهره يافته است . و چو پديد آمد كه مردم به غايت نزديك است به صانع عالم و از جنس اوست و هر چيزى سوى آنچه مر او را جنس و شكل است ميل و غايت دارد و با او مؤانست كند و از مخالفت خويش بپرهيزد ، و اندر عقل ثابت شد كه خوانندهء مردم مر مردم را سوى طاعت خويش از جنس اوست و آن نه بارى است كه احد و صمد و فرد است كه هيچ مر او را مثل و كفو نيست ، و چو بدانچه نفس مردم بر جملگى چيزهاى عالم حاكم است - چه به شناختن مر ذوات طبايع و افعال آن را و چه به طاعت يافتن از « 1 » چيزهاى عالمى « 2 » - ، ظاهر شده است كه جوهر مردم جوهر صانع عالم است . و از حكومت عقل واجب است دانستن كه صانع عالم مر اين هم جوهر خويش را به طاعت خويش همىبدان خواند تا مر او را هم چو خويشتن كند . و در خبر است از رسول مصطفى صلّى اللّه عليه و آله كه گفت به حكايت از خداى تعالى كه مر او را گفت بگوى مردم را اين خبر « 3 » : « يا بنى آدم اطعنى اجعلك مثلى حيّا لا يموت و عزيزا لا يذلّ و غنيّا لا يفتقر » « 4 » . و قول خداى كه همىگويد ، قوله :
وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا
« 5 » ، دليل است بر آنكه ميان دوست گيرنده و دوست گرفته مجانست است . امّا سخنى كلّى اندر نام « اللّه » آن است كه گوييم : هر مطاعى مر مطيع خويش را چو مطاع فرمان‌گزار خداى باشد ، به منزلت خداى باشد . نبينى كه طاعت رسول طاعت خداى است ؟ چنان كه همىگويد ، قوله :
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
« 6 » . ] [ و نيز دليل بر آنكه مردم از جوهر صانع عالم است ، آن است كه مردم از بهر
هامش
( 1 ) .C: آن . ( 2 ) .C: + را . ( 3 ) .C: + خير . ( 4 ) .C: و غنيّا لا يفتقر و عزيزا لا يذلّ . ( 5 ) . النساء ( 4 ) : 125 . ( 6 ) . النساء ( 4 ) : 80 .