تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
صانع حكيم را به بيشى و كمى ، و برترى ايشان از يكديگر نه برترى مكانى است ، بل برترى شرف است و پادشاهى . و اندر شرح اين قول گوييم كه نخست [ از مواليد معادن است كه آن اندر ترتيب شرفى به منزلت خاك است اندر ترتيب مكانى . و برتر از معادن نبات است كاندر ترتيب شرفى به منزلت آب است اندر ترتيب مكانى . نبينى كه مر معادن را جز اندكى فعل فعلى « 1 » نيست - هم چنان كه مر خاك را فعل نيست « 2 » - ؟ و آن فعل اندك مر معادن را از آن است كه اين منفعل كه معدن « 3 » است اندر ] ترتيب شرفى ايستاده است نه اندر ترتيب مكانى از صانع حكيم ، و فعل معادن اندر حيوان است [ به داروها كز آن سازند . ] و مر نبات را فعل بيشتر است بدانچه مر حيوان را غذاست وز طبايع غذاپذير است و پادشاست بر طبايع بدانچه مر او را روح‌نماست و آن اثر است از صانع كه آن اثر مر طبايع را نيست و پادشاهى او بر طبايع بدان اثر است . [ و برتر ] از نبات حيوان است كه اندر ترتيب شرفى به منزلت هواست اندر ترتيب مكانى ، لاجرم حيوان بر نبات پادشاست بدانچه او از صانع حكيم اثرى قوىتر از ( آن يافته است كه ) نبات يافته است و آن اثر روح حسّى است كه خداوند جنبش بخواسته است . و فعل حيوان بيشتر است از فعل نبات بدانچه او به صانع كلّى نزديك‌تر است ، نزديكى شرفى نه مكانى . و برتر از حيوان مردم است كه اندر ترتيب شرفى به منزلت آتش است اندر ترتيب مكانى و بهرهء او از صانع حكيم روح ناطقه است كه آن برتر از ( آن « 4 » ) بهره‌هاست كه مر حيوان و نبات راست ، از اين است كه مردم پادشاهى يافته است بر نبات و حيوان . و فعل مردم بيشتر و نيكوتر و برتر است از فعل نبات و حيوان . نبينى كه مردم مر نبات و حيوان را كارفرماى است اندر فعل‌هاى خويش ؟ و اين قوّت مر او را بدان است كه
هامش
( 1 ) .C: - فعلى . ( 2 ) .B: - هم چنان كه مر خاك را فعل نيست . ( 3 ) .CB: فعل منعقد ( منفعل كه معدن ) . / تصحيح قياسى / ( 4 ) .B: - آن .