آيد كه نصيب ايشان عليهم السّلام از صانع عالم اثرى قوىتر باشد از آن اثر كه به مردم رسيده است . پس آن نصيب [ كه مر ايشان راست روح القدس است ، چنان كه خداى تعالى اندر عيسى عليه السّلام گفت ، قوله :
وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ
« 1 » ، و اندر محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله گفت ، قوله :
هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ
« 2 » ، و ديگر جاى گفت ، قوله :
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلى قَلْبِكَ
« 3 » ، و ديگر جاى گفت ، قوله :
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا
« 4 » . و چو ] فعل از افلاك و انجم آينده است [ به مركز و غايت آن ] تمام كردن شخص مردم است ، لازم آيد كه فعل [ از پيغامبران كه مر ايشان را منزلت افلاك ] و انجم است آينده باشد و غايت آن تمام كردن نفس مردم باشد نه چيزى ديگر ، از بهر آنكه همهء مكوّنات تمام [ همىشود مگر نفس مردم كه ] علمپذير است ( و ) ناتمام است ، و ناتمام به تمامى حاجتمند باشد . و اگر كسى را ظنّ اوفتد « 5 » اندر اين حديث بر اين ترتيب ، و گويد : اگر چنين بودى بايستى كه هيچ كس مر پيغامبران را منكر نشدى وز طاعت ايشان سر نكشيدى ، اين ظنّ او به خطا باشد ، از بهر آنكه بدانچه سنگهاى سخت و شورستانها و ريگها همى مر قوّت افلاك و فلكيّات را نپذيرند ، شرف مكانى افلاك همى تبه نشود چو بيشتر از طبايع مر آثار ايشان را پذيرنده است ، و همچنين بدانچه بعضى از حيوان مردم را همى طاعت ندارند و به كوه و بيابان اندر گريختهاند ، شرف مردم و نزديكى او به صانع حكيم بدين بهرهء شريف كه يافته است از او نيفتاده است . پس حال عاصيان و بىفرمانان همين است با پيغامبران « 6 » ، و شرف ايشان عليهم السّلام بدين سبب كم نشده است و اندر خرد ثابت است و برترى ايشان بر خلق به جملگى پوشيده نيست ، و به جاى خويش اندر اين معنى « 7 » ( به شرح ) سخن بگوييم .
هامش
( 1 ) . البقرة ( 2 ) : 87 ، 253 .
( 2 ) . الأنفال ( 8 ) : 62 .
( 3 ) . الشّعراء ( 26 ) : 193 ، 194 .
( 4 ) . الشّورى ( 42 ) : 52 .
( 5 ) .A: افتد .
( 6 ) .CBA: پيغمبران . / تصحيح قياسى /
( 7 ) .a: كتاب .