تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
و بر اين جايگاه سخن از ترتيب مواليد واجب آمد گفتن . پس گوييم كه ( چو ) اين همگان مواليدند و بدين ترتيب بر يكديگر پادشااند ، اين حال مشاهد دليل است بر آنكه هر يكى از اين كه بر ديگرى مسلّط است ، او به صانع كلّ نزديك‌تر است از آن ديگر ، نزديكى شرفى ، و چو هر « 1 » مولودى كه آن از حكمت و علم بهره‌مندتر است شريف‌تر است و بر آنچه از حكمت و علم بىبهره است پادشاست ، چنان كه حيوان كه او حس دارد وز دشمن خويش بگريزد و جفت خويش را بجويد تا نوع او هلاك نشود ، از حكمت بهره‌مندتر است از نبات كه مر او را از اين دانش‌ها « 2 » چيزى نيست ، لا جرم حيوان بر نبات پادشاست ، و باز مردم كه مر او را نفس سخن‌گوى و حكمت‌پذير است ، بر حيوان و نبات پادشاست و پيغامبران « 3 » عليهم السّلام كه ايشان حكما ( و داناتران ) خلق بودند ، بر مردمان پادشا شده‌اند « 4 » . پس اين حال دليل است بر آنكه صانع عالم اندر حكمت و علم به نهايت و غايت كمال است . و هستى صانع و حكمت او بدين دليل كه ياد كرديم ، ثابت شد . و هشتم دليل بر هستى صانع آن است كز مصنوعات بعضى دانستنى و خوردنى و ديدنى و جز آن است و بعضى داننده و خورنده و بيننده و جز آن است . پس صنع اندر اين دو مصنوع به خلاف يكديگر رونده است و فعل به خلاف يكديگر جز به دانش نباشد از فاعل ، و صنع اندر جسم كه اثرپذير است اثر است و اثر اندر اثرپذير از اثركننده دليل باشد و اثركننده جز اثر پذيرنده « 5 » باشد . پس اكنون تو مر آن اثركننده را كه اثر كردن او به ( دانش ) ظاهر كرديم ، خواهى صانع گوى و خواهى نامى ديگر نهش چو دانستى كه او جسم نيست ، از بهر آنكه اگر
هامش
( 1 ) .CB: جوهر . / ضبط نسخه‌هاىBوCقرينه‌اى است بر ترجيح ضبط « چو » بر « چون » در زاد المسافر . پيداست كه كاتبان « چو هر » را كه به شيوهء رسم الخط قديم ( ج / چ ) كتابت شده بوده ، « جوهر » پنداشته و از اين رو آن را به « چون هر » تغيير نداده‌اند . / ( 2 ) .A: دانش‌هاى . ( 3 ) .CBA: پيغمبران . / تصحيح قياسى / ( 4 ) .CB: شدند . ( 5 ) .A: اثرپذير .