تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
و حيوان به هوا بريزد به تركيب به يارى آتش ؟ و باز هوا كز آب برتر است انفعال او « 1 » كمتر است و اندر او از فاعل نخستين قوّت بيشتر است از آنكه اندر آب است . نبينى كه او با آتش كه مر او را فعل [ قوىتر است ] و به فاعل نخستين نزديك‌تر است آميزنده است و مر او را بر فعل يارى دهنده است ؟ تا چو به فلك رسيم همىبينيم كه مر او را از انفعال نصيبى سخت اندك است و فعل دائم و تمام مر او را همىبينيم ، چنان كه مر انفعال تمام را اندر خاك همىيابيم ، وز بهر آن چنين است كه فلك به صانع نخستين نزديك « 2 » است وز مكان جوهرى كه منفعل تمام اوست و آن خاك است ، به غايت دور است . وز بهر آن گفتند پيغامبران عليهم السّلام كه خداى بر آسمان است ، وز حكيم عاقل همچنين واجب آيد گفتن و چنين شايست اشارت كردن مر عامّه را سوى خداى تعالى ، هرچند كه او - جلّت قدرته - آفريدگار جواهر لطيف است و لطايف از مكان بىنيازند ، از بهر آنكه صنع به خداى تعالى منسوب است و تأثيرات اندر متأثّرات بر مركز عالم از حواشى عالم پيوسته شده است . و حكماى دين حق مر فلك الاعظم را كرسى خداى گفتند بدانچه آثار الهى از آنجا به مركز عالم آينده است ، با آنكه جملگى جسم فعل‌پذير است و ليكن انفعال اندر بعضى از اجسام كمتر است و اندر بعضى بيشتر است . پس گوييم كه هر جوهرى كه اندر او انفعال كمتر است ، بر اندازهء آنكه مر او را كمى « 3 » اندر انفعال است ، اندر او ( آن « 4 » ) فعل بيشتر است ، چنان كه چو مر جوهر آب را انفعال كمتر از خاك است بدانچه از آب به تنهايى صورتى نيايد چنان كه از جواهر خاكى همىآيد ، اندر آب بعضى از فعل است بدانچه مر خاك را اندر صورت‌هاى نبات و حيوان به جانب‌هاى مختلف همى آب برد تا « 5 » مر خاك را كه درشت و ريزنده است ، همى نرم و پيوسته كند . و هم اين است حال ديگر اجسام ،
هامش
( 1 ) .B: + نيز . ( 2 ) .C: نزديك‌تر . ( 3 ) .C: بر اندازهء آن كمى كه مر او را . ( 4 ) .B: از . ( 5 ) .BA: و آب ( تا ) .