تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
گشتن به ميانجى كاركنان از تخم‌ها و بيخ‌هاى نبات و ( از ) « 1 » نطفه‌هاى حيوانات كه اندر آن قوّت‌هاى صانعه است وز قوّت‌هاى افلاك و نجوم كه سوى مركز عالم آينده است از بهر رسانيدن مر اين بودنىها را به كمال آن وز قوّت‌هاى تفعيلى و انفعالى كه اندر اجسام چهارگانهء عالم است تا اين مركّبات جزوى به يارى اين فاعلان ( مر يكديگر را اندر اين تركيب حاصل همىآيد و هر يكى از اين فاعلان « 2 » ) مر فعلى را كه او بدان مخصوص است كار همىبندد اندر ( اين ) تراكيب و متّفق شدن كاركنان كه كارهاى ايشان مختلف باشد اندر يك صنع ، جز به خواست يك صانع كه آن كارها از آن كاركنان به خواست او آيد نباشد ، چنان كه دست‌افزارهاى درودگرى با تفاوت آن و دورى آن از يكديگر تا يكى آلت بتراشد و ديگرى گرد ببرد و سه ديگرى سوراخ كند و چهارم « 3 » برندد « 4 » ، اندر ساختن تخت ( همى ) به خواست درودگر متّفق شوند . پس همچنين گوييم كه اختصاص هر فاعلى از فاعلان اندر ( اين « 5 » ) تراكيب جزوى به فعلى كه او را از آن گذشتن نيست ، دليل است بر آنكه او بدان فعل فرمان‌بردار است و مر او را بدان فعل ( خاصه « 6 » ) خاصه كننده‌اى خاصه كرده است ، از بهر آنكه اگر او به ذات خويش فاعل بودى ، جز آن فعل نيز فعلى توانستى كردن . و چو اين تراكيب به ميانجيان « 7 » بسيار همى حاصل آيد و هر يكى را از ايشان فعلى است و اين فاعلان نيز مركّبانند « 8 » به تراكيب كلّى - چنان كه ياد كرديم - ، حال از دو بيرون نباشد اندر تركيب ايشان : يا مر اين مركّبات را نيز فاعلانند برتر از اين كه ما همىبينيم - يعنى افلاكى و كواكبى و امّهاتى است كه اين افلاك و نجوم و امّهات تركيب از آن يافته است - ، يا تركيب [ اين مركّبات كلّى بىهيچ ميانجى بوده است
هامش
( 1 ) .B: - از . ( 2 ) .C: - مر يكديگر . . . فاعلان . ( 3 ) .CB: چهارمى . ( 4 ) .CB: رندد . ( 5 ) .B: - اين . ( 6 ) .B: خاص . ( 7 ) .BA: ميانجى . ( 8 ) .C: مركّباتند .