تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
اندر باب حركت گفتيم - [ علّت ] زمان است و زمان بر او گذرنده نيست و بارى - سبحانه و تعالى - پديدآرندهء علّت زمان است نه از چيزى . و ببايد دانستن كه چنان كه محسوسات [ به زير ] زمان است ، معقولات از زمان برتر است ، و چنان كه تقدير و تصوير اندر زمان است ، ابداع نه اندر زمان است . از بهر آنكه آنچه مقدّر و مصوّر است ، تقدير و تصوير او بر چيزى است ، و آنچه مقدّر و مصوّر اوست نه از چيزى است ، و آنچه بودش او از چيزى است ، بازگشت او بدان چيز است [ كز او ] پيدا آمده است ، و آنچه به ابداع نه از چيزى پيدا آمده است ، از قديم است و مر او را ناچيز شدن و فساد نيست ، از بهر آنكه نه چيزى عينى است كه آن چيز مبدع به دو بازگردد ، بل ( كه ) ابدى باشد . و خداى تعالى ابدى آفريده است و چيز ابدى تقديركننده و حال گردانندهء چيز زمانى است . و اين قولى شافى است . و دليل بر آنكه كشيدگى زمان پس يكديگر بودن حال‌هاى آن جسمانى است كه حالش گردنده است - و گروهى مر آن را همى جوهرى گمان برند - آن است كه چو آنچه زمان بر او گذرنده است برخيزد ، زمان او با او برخيزد ، چنان كه هر كه بميرد زمان او برخيزد . پس اگر فلك كه حركت او برتر از همه حركات است برخيزد ، زمان به جملگى برخيزد . امّا دهر نه زمان است ، بل زندگى زنده دارندهء ذات خويش است - چنان كه زمان زندگى چيزى است كه مر او را زنده‌دارنده جز ذات اوست - و مر دهر را رفتن نيست البتّه ، بل ( كه ) آن يك حال است ، از بهر آنكه ( او ) زندگى و ثبات چيزى است كه حال او گردنده نيست . و چو مر اين حق را تصوّر كرده شود ، زمان را بر روحانيّات « 1 » گفته نيايد و جوينده متحيّر نماند . و للّه الحمد .
هامش
( 1 ) .BA: روحانيان .