تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
را ] گفتند كه جزوهاى او اندر آن است و مكان كلّى جسم مر سطح اندرونى آن جسم را گفتند كه به گرد سطح بيرونى جسمى ديگر اندر آمده باشد ، چو سطح اندرونى كه هواى بسيط به گرد سيبى اندر آيد چو مر او را اندر هوا بدارند . و گفتند كه روا باشد كه چيزى از چيزى ( ديگر ) دور شود يا نزديك شود و ليكن دورى هرگز نزديك نشود و نزديكى هرگز دور نشود ، يعنى كه چو دو شخص از يكديگر به ده ارش دور باشند ، دورى به ميان ايشان ده ارش باشد و روا باشد كه آن دو شخص به يكديگر نزديك شوند تا ميان ايشان هيچ مسافتى نماند ، و ليكن آن دو مكان كه آن دو شخص اندر او بودند بر سر ده ارش ، هرگز به هم فراز نيايد و چو آن شخص‌ها از جاىهاى خويش غايب شوند ، هوا يا جسمى ديگر به جاى ايشان بايستد و هرگز آن يك مسافت به ميان آن دو مكان نه بيشتر از آن شود كه هست و نه كمتر از آن . و گفتند كه اندر شيشه و خم و جز آن مكان است . نبينى كه گاهى اندر او هواست و گاهى آب و گاهى روغن و جز آن ؟ و اگر اندر او مكان نبودى ، اين چيزها به تعاقب اندر او جاى نگرفتندى . اين جمله كه ياد كرديم ، قول آن گروه است كه مر مكان را قديم گفتند ، چو حكيم ايران شهرى كه مر معنىهاى فلسفى را به الفاظ دينى عبارت كرده است اندر كتاب جليل و كتاب اثير و جز آن ( و ) « 1 » مردم را بر دين حق و شناخت توحيد بعث كرده است و پس از او ( چو ) محمّد زكريّاى رازى كه مر قول‌هاى ايران شهرى ( را ) به الفاظ زشت ملحدانه بازگفته است و معنىهاى استاد و مقدّم خويش را اندر اين معانى به عبارت‌هاى خويش « 2 » موحش و مستنكر بگزارده ( است ) تا كسانى را كه كتب حكما ( را ) نخوانده « 3 » باشند ظنّ اوفتد « 4 » كه اين معانى خود او استخراج كرده است . وز آن قول‌هاى نيكو كه ايران‌شهرى گفته است ، يكى اندر باب قديمى مكان است كه گفته است : مكان قدرت ظاهر خداى است ، و دليل بر درستى اين قول آن آورده است كه قدرت خداى آن باشد كه
هامش
( 1 ) .BA: - و . / تصحيح قياسى / ( 2 ) .CB: - خويش . ( 3 ) .B: بخوانده . ( 4 ) .A: افتد .
زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 89 | ناصر خسرو