تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
نيست سوى دانا « 1 » از آن زشت‌تر كه كسى گويد : جزوهايى بود كه اندر او هيچ معنى نبود و مر او را هيچ صورتى و فعلى نبود قديم و ازلى ، از بهر آنكه اين مردارى باشد بىهيچ معنى و اگر مردارى بىهيچ معنى قديم روا باشد چو هيولى ، پس زنده‌اى با چندين مناقب و معانى محال باشد كه قديم باشد كه صانع عالم است ، از بهر آنكه دو قديم اندر مقابلهء يكديگر آيد به صفات و هيولاهاى صنايع كه بر آن مر صورت‌هاى صنايعى را پديد همىآرند كه آن صورت‌ها جز بدين « 2 » هيولاها « 3 » پديد نيايد . و ساختن مردم مر آن هيولاهاى شايستهء پذيرفتن آن صورت‌ها ، چنان كه مر پنبه را همى ريسمان كند به صورت او تا شايسته شود مر پذيرفتن صورت كرباس را تا كرباس ( نيز ) هيولى باشد مر صورت پيرهن « 4 » را ، گواست بر آنكه صانع حكيم مر امّهات طبايع ( را ) هيولى ساخته است و مر او را شايستهء پذيرفتن صورت‌هاى مولودى « 5 » كرده است به قصد و عمد . چنان كه جز از كرباس يا چيزى بافته چو ديبا و جز آن يا پوستى نرم كرده لباس نيايد مر جسد حيوان را ، جسد حيوان كه متحرّك است به ارادت نيز جز ( از ) اين اجسام به مواليد نيايد . پس صانع مر هيولى نخستين را شايسته‌يى پديد آورد مر پذيرفتن طبايع متضاد را تا هم از او مر گرمى و خشكى را پذيرفت و هم از او مر سردى و ترى را پذيرفت . و گواهى بر درستى اين قول كه همىگوييم : مر اين جوهر را كه هيولى است از بهر اين صنع موجود كرده‌اند كه بر او پديد آمده است ، گواهىتر « 6 » از پذيرفتن او نيست مر اين صورت‌ها « 7 » ( را ) كه بر او پديد آمده است اندر امّهات و پديد همىآيد اندر مواليد . و اين بيانى شافى است [ مر اهل ] تميز و بصيرت را ، وز اين قول گذشتيم .
هامش
( 1 ) .CB: خرد . ( 2 ) .CB: بر آن . ( 3 ) .A: هيولاهاى . ( 4 ) .CB: پيراهن . ( 5 ) .C: مواليد . ( 6 ) .CB: راست‌گوىتر . ( 7 ) .A: صورت‌هاى .