تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
همىگشاده شود و خلا بدان جايگه بيشتر شود و روشنى آتش بدان جاى همى از آن پديد آيد - ، و اگر اين قاعده استوار بودى كه تركيب همه مكوّنات از اجزاى هيولى و جوهر خلا بودى ، واجب آمدى كه هرچه گران و سخت است تاريك بودى و هرچه سبك و نرم است روشن بودى ، و ليكن مشاهدات عالم بر درستى اين قول همى گواهى ندهند ، از بهر آنكه سيماب از خاك گران‌تر است و ليكن از او روشن‌تر است و نرم‌تر است ، و اگر ما پاره‌اى بلور و پاره‌اى شبه را بساييم تا به مساحت هر دو به يك اندازه شوند ، بلور از شبه سخت‌تر و روشن‌تر و گران‌تر باشد ، و به قول اين مرد گرانى و تيرگى و سختى از « 1 » هيولى است و سبكى و روشنى و نرمى از « 2 » جوهر خلاست ، پس بدانچه بلور گران‌تر از شبه است ، واجب آيد كه اندر بلور اجزاى هيولى بيشتر از آن است كه اندر شبه است و بدانچه شبه تاريك است ، واجب آيد كه اندر شبه اجزاى هيولى بيشتر از آن است كه اندر بلور است و اين محال باشد ، و نيز بدانچه بلور روشن‌تر است از شبه ، واجب آيد كه اجزاى خلا اندر بلور بيشتر از آن است كه اندر شبه است و ليكن بدانچه شبه سبك‌تر از بلور است ، واجب آيد كه اندر شبه اجزاى خلا بيشتر از آن است كه اندر بلور است و اين نيز محال باشد ، و قاعده‌اى كه آن مر بازجوينده را از آن بر محال دليلى كند ، محال باشد . پس ظاهر كرديم كه قاعدهء سخن اين مرد به گزاف و سست است . ) ( و اگر متابعان محمّد زكريّا گويند كه او اين سخن اندر اجسام چهارگانه گفته است نه اندر مواليد ، ) جواب ما مر ايشان را آن است كه گوييم : اين مرد همىگويد : جز اجزاى هيولى و خلا چيزى نيست كه جسم از آن [ مركّب شده ] است ، و طبايع كه اجسام نام طبايعى به دو يافته است ، گرمى و سردى و ترى و خشكى است كه فعل مر اين صورت‌ها راست - چنان كه پيش از اين ( اندر اين كتاب ) ياد كرديم - و چو [ اين مرد مر اين ] اصول را منكر است و همىگويد كه [ اين اصول چيزى
هامش
( 1 ) .B: + دلايل . ( 2 ) .B: + دلايل .