تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
پيغامبر خداى را به قول خويش ردّ كند ، پيغامبرى مر خويشتن را دعوى كرده باشد ، پس منكر شدن او مر رسالت را مقرّ آمدن او باشد بدان ، و چو انكار او مر نبوّت را اقرار او باشد بدان ، اصل نبوّت به اقرار او ثابت باشد و چو نبوّت ثابت شد ، آن كس كه خلق به جملگى اندر طاعت و عصيان او به دو بهره شدند - و صلاح يك بهره از طاعت او بديشان پيوست و فساد اندر ديگر بهره اندر عصيان او پديد آمد به كشتن و فروختن ) و بيشتر از خلق بر احكام و مثال‌هاى او قرار گرفتند و راست‌گويان و كم‌آزاران و حلال خواران و امينان و بىخيانتان متابعان اويند - به نبوّت كه آن ثابت است سزاوارتر از آن كس باشد كه جز بدفعلان و مستحيلان و فتنه‌جويان و دروغ‌زنان و خاينان و مفسدان و بىقولان مر او را نپذيرند . پس دين « 1 » حق و گفتار راست آن است كه گوييم « 2 » : خداى يكى است و هرچه جز هويّت اوست همه آفريدهء اوست ، هيولى با صورت جفت كردهء اوست نه از چيزى البتّه ، مبدع حق است و ابداع مر او راست و خالق است و خلق « 3 » تقدير اوست ، و صنع او بر دو روى است : يكى پديد آوردن چيزى كه چيزها از او آيد و آن جسم است نه از چيزى ، و ديگر تقدير كردن چيزها چو مواليد از چيزى كه آن جسم است ، هم چنان كه دو گونه خلق مر او راست : يكى لطيف و زنده به ذات خويش چو نفس ، و ديگر كثيف و زنده شونده بدانچه او به ذات خويش زنده است چو جسم . و اكنون به بيان و برهان اين قول مشغول شويم و به حجّت‌هاى اقناعى و برهان‌هاى عقلى و دليل‌هاى علمى درست كنيم [ فساد ] اعتقاد پسر زكريّا « 4 » ( و نااستوارى بنياد قول و سستى قاعدهء سخن او . بتوفيق اللّه تعالى . ) ( گوييم كه محمّد زكريّاى رازى دعوى كرده است كه هيولى قديم است و آن جزوها بوده است به غايت خردى و بىهيچ تركيبى ، و بارى - سبحانه - مر اجسام عالم را از آن جزوها مركّب كرده است به پنج تركيب از خاك و آب و هوا و آتش و
هامش
( 1 ) .C: سخن . ( 2 ) .A: + كه . ( 3 ) .C: + به . ( 4 ) .B: پسر زكريّاى رازى ؛C: محمّد زكريّاى رازى .