تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
هيولى را آغاز و انجام بود ، و آنچه مر او را آغاز و انجام زمانى باشد محدث باشد « 1 » ، پس هيولى به اقرار محمّد زكريّا محدث است . و درست كرديم كه بعضى از دعوى او كه آن تركيب پذيرفتن هيولى است پس از بىتركيبى و سپرى شدن زمان بىتركيبى اوست « 2 » ، همى باطل كند مر بعضى از دعاوى او را كه همىگويد : هيولى قديم است ، يعنى مر زمان او را آغاز و انجام نيست . پس گوييم كه اگر قول اين مرد بدانچه گفت : هيولى قديم است - و قديم آن باشد كه مر زمان او را نهايت نباشد - درست است ، اين تراكيب و اين اعراض محدث نه بر هيولى است « 3 » و هيولى بر حال خويش است گشاده و بىتركيب و زمان او سپرى نشده است . و اگر قول اين مرد بدانچه گفت : مر اعراض و تراكيب را هيولى برگرفته است ، درست است ، پس هيولى محدث است كه مر حوادث را برگرفته است و زمان آن حال كه مر او را پيش از تركيب بود بر او گذشته است و زمان اين حال كه دارد بر او همىگذرد . پس ظاهر كرديم سوى عقلا كه اين دعوى كه اين مرد كرده است اندر قديمى هيولى و گذشتگى زمان او ، متناقض است و متناقض دروغ باشد و مشاهدات عالم مر آن را گواهى ندهند . ) ( و امّا سخن ما اندر ردّ آن قول كه اين مرد گفته است كه گرانى و سبكى و تاريكى و روشنى و ديگر اعراض كه اندر اجسام است به سبب آن تفاوت است كه هست اندر تراكيب اجسام از اجزاى هيولى و جوهر خلا ، آن است كه گوييم : به دعوى اين مرد هر جسمى كه آن گران‌تر است ، اندر او اجزاى هيولى بيشتر است و جوهر خلا اندر او كمتر است ، و همىگويد كه جستن خاك - كه اندر او جوهر خلا كمتر است - مر اين جاى تنگ را كه ميانهء عالم است بدين سبب است ، و علّت تاريكى جسم را همى كمترى اجزاى خلا نهد اندر او - چنان كه ما مر قول اين مرد را ياد كرديم پيش از اين كه همىگويد : چو مر آهن را به سنگ برزنند « 4 » از آن زخم
هامش
( 1 ) .C: آغاز و انجام بود زمانى محدث بود . ( 2 ) .C: - اوست . ( 3 ) .C: محدث است نه هيولى . ( 4 ) .B: فروزنند .
زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 75 | ناصر خسرو