در مقام تحدّى اتيان به آن تواند كرد . و چون صباح ، قوم او به اميد تمام به در خانه مجتمع مىشدند ، از نهايت وهن و سستى اظهار آن نمىتوانست نمود . نقل است كه وليد روزى به آن سرور گذشت در حالى كه تلاوت سورهء حم سجده مىنمود ، به قوم خود رسيده گفت : لقد سمعت من محمّد آنفا كلاما ما هو من كلام الأنس و الجنّ ، إنّ له لحلاوة و إنّ عليه لطلاقة و إنّ اعلاه لمثمر و انّ اسفله لمغدّق و انّه ليعلوا و لا يعلى عليه . يعنى بتحقيق كه شنيدم از محمّد در اين زودى كلامى كه نيست از كلام إنس و جنّ . بدرستى كه مران كلام را حلاوت عجبى است و حسن و قبول طرفهاى . بدرستى كه بالاش نتيجه دهنده است و پائينش نفع رساننده . و بدرستى كه او فائق و غالب شود ، و چيزى بر او فائق و غالب نتواند شد . پس قوم گفتند صبا الوليد : يعنى مايل به جهل شد وليد ، كه تحسين كلام او تا به اين غايت كرد .
و قطع نظر از عدم نقل معارضهء قرآن كرده ، ظاهر است كه اگر معارضه مىتوانستند كرد هرآينه محتاج به مقاتله و محاربه نمىشدند . و مقاتله به سيوف را بر معارضهء بر حروف اختيار نمىكردند ، و كشته نمىشدند و به هلاكت نمىرسيدند . و حال آنكه تواتر محاربات عظيمه و مقاتلات شديده فيما بين آن قوم و اصحاب محمّد - صلى اللّه عليه و آله - ، كه موجب إهلاك و إفناى كافّهء صناديد و اعيان آن قوم گرديد ، از تواتر جنگ رستم و افراسياب گذشته . و چنان كه علم قطعى به آن حاصل است به اين نيز حاصل است . و چون معارضهء قرآن نكردند و به قتال و هلاك خود راضى شدند ، علم قطعى حاصل شد كه قادر بر معارضه نبودند .
و چون تحدّى به قرآن واقع شد و معارضه واقع نشد ، با كمال قدرت متحدّين در معارضه ، اگر قرآن از جنس كلام بشر مىبود ، بايستى كه مثل اقصر سوره از او مىآوردند . پس ثابت شد معجزه بودن قرآن ، و اينكه قرآن نه از جنس كلام بشر است .
و خلاف است در ميان علماء كه وجه اعجاز قرآن چيست . اكثر بر آنند كه بلاغت وجه اعجاز قرآن است . لكونه فى الطبقة العليا من الفصاحة و الدرجة القصوى من البلاغة على ما يعرفه فصحاء العرب بسليقتهم و علماء الفرق بمهارتهم فى فنّ البيان . و بعضى بر آنند كه اسلوب غريب و نظم عجيب كه بغايت
سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٩٩