و امّا بيان آنكه ثبوت دعوى نبوّت را راهى به غير از معجزه نيست آن است كه دعوى نبوّت خصوصيتى است موهبىّ نه كسبىّ . و عقل را هيچگونه اطّلاعى به اسباب آن خصوصيّت نيست تا استدلال « لمّى » بر او تواند كرد . پس منحصر شد طريق اسباب آن در استدلال « إنّى » كه راه اثر به مؤثّر باشد . و اثرى كه دلالت كند به خصوص مؤثّر ، بايد كه مخصوص باشد به آن مؤثّر خاصّ . و چون نبىّ شخصى است بشرى ، جميع آثار او مماثل باشد با ساير افراد بشر ، و تميز در استجماع كمالات نيز چون اعمّ است از نبوّت ، دلالت به خصوص نبوّت نكند .
بلكه چيزى كه دلالت به خصوص نبوّت تواند كرد اثرى است كه مخصوص نبىّ باشد من حيث النبوّة . و آن نتواند بود مگر به معجزهء مقترنه به دعوى نبوّت . پس راه اثبات نبوّت ، منحصر باشد در ظهور معجزه .
سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٩٦