جهت فوق است يا به جهت تحت . و حركت قسريّه يا جذب است يا دفع . و مجيء شجره حركت است و هيچ قسم از اقسام مذكوره نيست ، پس خرق عادت باشد .
و گاه باشد كه امرى حادث شود به سببى از اسباب عاديّه ، ليكن اين سبب خفى باشد ، و ناظر گمان كند كه بلا سبب حاصل شده ، و مشتبه شود به خرق عادت . و « نيرنجات » و « طلسمات » از اين باب بود .
و گاه باشد كه در خيال آيد كه چيزى حادث شد ، و در خارج خيال نباشد . و سحر و جادو از اين باب بود .
پس إحداث امرى نه از راه سببى از اسباب عاديّه ، خرق عادت باشد . و اگر مقترن باشد بدعوى نبوّت يا امامت يا امرى كه اختصاص به آن امر نباشد مگر از جانب خداى تعالى ، و مطابق آن دعوى باشد ، معجزه باشد . و گاه باشد كه مقترن باشد به دعوت ، ليكن بر عكس دعوى ظاهر شود ، و آن را معجزه مكذّبه گويند . چنان كه نقل شده از مسيلمهء كذّاب كه شنيد بينا شدن اعورى را به دعاء حضرت رسالت پناه - صلّى الله عليه و آله - ، و دعاء كرد به جهت امورى فذهبت عينه الصحيحة . و ديد فرعون راه بازشد در دريا به جهت موسى ، و گفت من نيز مرور بدين طريق كنم ، فغشيهم الموج فاغرقوا جميعا . و ديد عمّ خليل سلامت ابراهيم را در آتش ، و گفت من نيز آتش را بر خود برد و سلام كنم ، فجاءت نار فأحرقت لحيته .
و خرق عادتى را كه دلالت كند بر بعثت پيغمبرى قبل بعثت « ارهاص » گويند ، مانند انكسار ايوان كسرى ، و انطفاء آتشكدهء فارس ، و انغمار بحيرهء ساوه در شب مولود پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - ؛ و تظليل غمامه و تسليم احجار بر او قبل از بعثت . و آنها لا محاله از معجزات آن سرور است .
و ارهاص به معنى « انتظار بردن » است ؛ گويا انتظار بعثت مىبرد . پس ارهاص نيز در حكم مقارنت دعوى است .
و اگر خرق عادت مقترن به دعوت نبود آن را كرامت گويند ، چنان كه گاهى از اولياء الله صدور مىيابد ، چنان كه از مريم - عليها السلام : كما دلّ عليه قوله تعالى :
كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ