سوّم آنكه حصول غرض الهى از بعثت انبياء موقوف است به عصمت انبياء . پس اگر عصمت نباشد غرض الهى حاصل نشود .
پس به طريق قياس استثنايى گوئيم :
اگر عصمت انبياء واجب نباشد ، نقض غرض الهى لازم آيد . ليكن نقض غرض الهى ممتنع است ، نتيجه دهد كه پس عصمت انبياء واجب باشد .
و چون وجوب عصمت ثابت شد ، پس شخصى كه نبوّتش ثابت شود جزم حاصل شود كه معصوم است . پس طريق علم به تحقيق عصمت در نبىّ ، نبوّت اوست .
و بدان كه خلاف است در اينكه عصمت انبياء از چه چيز واجب است : از كذب تنها ، يا از غير كذب نيز ، و كذب در تبليغ ، يا در غير تبليغ نيز ، و غير كذب كبيره يا صغيره نيز ، و صغيرهء خسيسه يا غير خسيسه نيز ؛ و هر كدام عمدا يا سهوا نيز ، و بعد از بعثت يا قبل از بعثت نيز .
و حقّ وجوب عصمت انبياء است مطلقا از كذب و غير كذب ، كبيره و صغيره ، عمدا و سهوا ، بعد از بعثت و قبل از بعثت :
امّا از كذب در تبليغ ، بنابر منافات با تبليغ .
و امّا از كذب در غير تبليغ و از غير كذب نيز مطلقا ، به سبب وجوب اتّباع چه جواز صدور ذنب مطلقا منافى وجوب اتّباع است .
امّا بعد البعثة فظاهر . و امّا قبل البعثة لحصول النفرة المانعة عن الاتّباع و لو بعد البعثة .
پس در تقرير مطلبين به طريق قياس استثنايى متّصل گوئيم :
اگر صدور كذب در تبليغ از نبىّ جائز بودى ، غرض تبليغ باطل شدى .
ليكن غرض تبليغ باطل نتواند شد ، نتيجه دهد كه پس صدور كذب در تبليغ ، جائز نتواند بود .
و گوئيم : اگر صدور ذنب مطلقا از نبىّ جائز بودى ، اتّباع واجب نبودى .
ليكن اتّباع واجب است . نتيجه دهد كه پس صدور ذنب مطلقا جائز نيست .
و به طريق قياس استثنايى منفصل گوئيم :
سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٩١