تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
و ايضا متمسّكند على التوجيهين بقوله تعالى :
« وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ »
« 15 » چه شفيع ناصر باشد . و جوابش آن است كه ناصر كسى است كه دفع مضرّت از غير از روى قوّت و غلبه كند بخلاف شفيع كه دافع مضرّت است از روى خضوع ، پس نفى ناصر نفى شفيع نباشد . و ايضا متمسّكند بقوله تعالى :
« وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى »
« 16 » چه مرتضى كسى است كه افعالش پسنديده بود و فاسق افعالش پسنديده نيست ، پس شفاعت مخصوص غير فاسق باشد ، و آن نتواند بود مگر به معنى طلب ازدياد ثواب . و جوابش آن است كه لا بدّ است در « من ارتضى » از تقديرى . و اولى نيست تقدير « افعال » چنان كه شما مىكنيد از تقدير « أن يشفع فيه » چنان كه ما مىكنيم . بلكه اين اولى است تا نظير باشد با قول خداى تعالى كه :
« مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ »
« 17 » و قوله تعالى :
« لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى »
. « 18 » پس بر اين تقدير معنى چنين است : كه شفاعت نمىكنند مگر كسى را كه خداى پسندد و خواهد كه شفاعت كنند دربارهء او .
هامش
( 15 ) . سوره بقره 2 / 270 ( 16 ) . سوره انبياء 21 / 28 ( 17 ) . سوره بقره 2 / 255 ( 18 ) . سوره نجم 53 / 26