تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ »
« 9 » و قوله تعالى :
« لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ »
« 10 » چه مراد آن است كه اعمال خود را به وجهى واقع مگردانيد كه مستحقّ ثواب نشويد و اعمال شما به آن باطل شود . چه صدقه بر وجه منّ و اذى باطل است ، و حضور مجلس نبوّت و شرف خدمت حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و آله - كه بهترين اعمال تواند بود هرگاه با رفع اصوات و جهر اقوال باشد كه هرآينه موجب سوء ادب و كراهت آن حضرت است لا محاله از درجهء اعتبار ساقط و زائل باشد . و هر عملى كه بهتر از آن متصوّر نبود هرگاه بر وجه اشتراك واقع شود البتّه با عدم مساوى بود . و قوىترين شبههء ايشان آن است كه چون واجب است خلوص ثواب و عقاب ، پس اگر استحقاق هر دو باقى باشد خالى از آن نيست كه مستحقّين يا مجتمع باشند يا متعاقب . پس اگر مجتمع باشند لزوم عدم خلوص ظاهر است ، و اگر متعاقب باشند معجّل خالص نباشد از شوب منتظر لا محاله . و جوابش آن است كه معجّل هرگاه عقاب باشد تواند بود كه شدّت عقاب جاى شوب منتظر نگذارد ، و احتمال انقطاع و تعقّب ثواب بخاطر نرسد كه به اميد آن استراحت حاصل شود . و چون ثابت شد بطلان تحابط پس استحقاق عقاب به هيچ چيز زايل نتواند شد بدون توبه مگر به تفضّل و عفو الهى و يا به شفاعت . و خلاف نيست در جواز عفو از صغائر مطلقا و از كبائر بعد از توبه ، ليكن در جواز عفو از كبائر بدون توبه خلاف است ، و حقّ جواز آن است عقلا و سمعا : امّا عقلا بنابر آنكه عفو احسان است . چه شكّ نيست كه اسقاط حقوق مستحقّه در حكم ايصال نفع است و ايصال نفع احسان است ، پس اسقاط حقّ نيز احسان باشد ، بلكه بهترين احسانها ؛ چه بسا باشد كه اسقاط مضرّتى اعظم از ايصال هر منفعتى باشد . و شكّ نيست در حسن احسان و ايصال منافع به غير ،
هامش
( 9 ) . سوره حجرات 49 / 2 ( 10 ) . سوره زمر 39 / 65
سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 168 | عبد الرزاق اللاهيجي