فصل پنجم در وجوب توبه و امر به معروف و نهى از منكر
بدان كه توبه عبارت است از ندامت بر فعل معصيت ، و لازم اين ندامت است عزم بر عدم عود به معصيت . پس شكّ نيست كه توبه واجب است عقلا ، بنابر آنكه مذمّت بر فعل قبيح واجب است عقلا . پس توبه فى نفسها طاعت باشد و سبب استحقاق ثواب ، لكون كلّ طاعة كذلك لا سيّما كه در شرع نيز بر وجوب توبه وارد شده مثل قوله تعالى :
« تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً »
« 19 » و قوله تعالى :
« تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً »
« 20 » إلى غير ذلك . و اجماع است بر سقوط عقاب با توبه و خلافى در اين نيست . ليكن خلاف است كه وجوب سقوط عقاب با توبه سمعى است كه اجماع دلالت بر آن كرده ، و يا عقلى . بعضى بر آنند كه عقلى است بنابر آنكه توبه اعتذار است و با اعتذار مؤاخذه قبيح است . و شيخ طوسى - رحمة اللّه عليه - بر آن است كه سمعى است و منع كرده قبح مؤاخذه را با اعتذار . و حقّ مختار شيخ است چه با اعتذار ترك مؤاخذه حسن است نه آنكه فعل مؤاخذه قبيح است . چه هرگاه مؤاخذه مستحقّ باشد مجرّد اعتذار رفع استحقاق نكند ، بلكه همان استحقاق باقى است بالضروره ، و با بقاى استحقاق مؤاخذه قبيح نتواند بود بالضروره . و اگر كسى استبعاد كند از آنچه گفتيم قياس به سائر حقوق مستحقّه بايد كرد تا رفع استبعاد شود .
اگر گويند صاحب حقّ هرگاه محتاج باشد به حقّ خود طلب حقّ از او با اعتذار قبيح نيست ليكن اگر مستغنى باشد قبيح است .
جواب گوئيم : كه اين فرق وقتى باشد كه سبب حسن مؤاخذه منحصر باشد در احتياج ، و لازم نيست چه شايد كه مصلحتى ديگر باشد در مؤاخذه ، و يا
هامش
( 19 ) . سوره نور 24 / 31
( 20 ) . سوره تحريم 66 / 8