فصل پنجم در بيان غيبت صاحب الامر - عليه السلام - كه امام ثانى عشر از ائمّهء اثنى عشر است - صلوات اللّه عليهم اجمعين -
بدان كه چون ثابت شد به نقل متواتر حصر ائمّه در عدد اثنى عشر ، و ثابت شد نصوص متواترهء در مرتبهء ثانى عشر به محمّد بن الحسن العسكرى - عليهما السلام - و ثابت شد امتناع خلوّ زمان تكليف از امام معصوم ، پس واجب است كه امام ثانى عشر محمد بن الحسن موجود و حىّ باشد و امام زمان باشد تا انتهاى زمان تكليف . پس به طريق قياس استثنائى گوئيم : اگر محمد بن الحسين موجود نباشد لازم آيد خلوّ زمان از امام يا بطلان انحصار ائمّه در اثنى عشر . ليكن خلوّ زمان و بطلان انحصار هر دو محال است ، نتيجه دهد كه پس محمد بن الحسن موجود باشد .
دليل ديگر : امّت در اين زمان بر سه مذهبند . بعضى قائل نيستند به وجود امامى ، و بعضى قائلند به وجود امامى كه مدّعى عصمت و نصّ براى او نيستند ، و بعضى قائلند به وجود امام معصوم منصوص عليه كه محمد بن الحسن است . و چون ثابت شد امتناع خلوّ زمان از امام ، باطل باشد مذهب اوّل . و چون ثابت شد وجوب عصمت و نصّ بر امام ، باطل شد مذهب دوّم نيز ، پس اگر مذهب سوّم نيز باطل باشد لازم آيد اتّفاق امّت بر خطا و خروج حقّ از ميان امّت و اين باطل است به اتّفاق . پس مذهب سوّم حقّ باشد و محمد بن الحسن موجود و حىّ و امام باشد .
پس به طريق قياس استثنائى گوئيم :
هرگاه اتّفاق امّت بر خطا محال باشد ، بايد كه محمد بن الحسن موجود باشد ، ليكن اتّفاق امّت بر خطا محال است نتيجه دهد پس محمد بن الحسن موجود است و هو المطلوب .