اينكه امام اصلا موجود نباشد چه در اين صورت لا محاله تعذيب قبيح باشد به سبب آنكه حجّت خداى بر بنده در اين صورت تمام نشود . و اينكه گفتيم نسبت به مخالفين است و جماعتى كه نصرت ايشان مبذول نيست بر تقدير ظهور امام نيز . و امّا نسبت به شيعيان كه نصرت ايشان هميشه معدّ و مهيّا است لطف به جهت ايشان در غيبت امام نيز بسيار است ، مثل صبر كردن بر حرمان ملازمت امام ، و منتظر فرج بودن ، و اجتناب از قبائح بنابر وجود امام و امكان ظهور و تمكّن او بر اقامت حدود در هر لحظه و مانند آن .
و امّا طول عمر صاحب الزمان - عليه السلام - هيچ شبهه نيست در امكانش ، و بر تقديرى كه ممتنع عادى باشد در اين زمان از مقولهء خارق عادات است كه ثابت شد جوازش در غير انبياء نيز . و بالجمله هر چه به دليل ثابت شد استبعادات عادى منافى آن نتواند بود .
سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص١٥٣