تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
و نيز كميل بن زياد و قنبر مولاى امير المؤمنين على - عليه السلام - را كه آن حضرت خبر داده بود حجّاج به قتل رسانيد . نقل است كه كميل اوّل روى پنهان كرد ، حجّاج امر كرد تا عطاياى قوم او را بريدند . كميل را به خاطر رسيد كه عمر من به آخر رسيده نيكو نباشد كه به سبب من وظائف قوم من مقطوع شود ، پس خود را به دست داده ، كشته شد . « 24 » و نيز قادر بود بر خوارق عادت و امور معجزه . و كدام امرى معجزه‌تر از قلع باب خيبر تواند بود ، چنان كه متواتر است ؛ و از ردّ شمس دو نوبت : يكى چنان كه خواهد آمد ، و ديگرى در مسير به صفّين چون به زمين بابل رسيده خواستند از آب بگذرند ، اصحاب به تعبيهء رحال و دوابّ مشغول شدند و حضرت با جماعتى به نماز عصر ايستاد و آن جماعت مذكوره از كارهاى خود فارغ نشدند تا نماز عصر فوت شد و از اين معنى آزرده خاطر شدند . پس به جهت خاطر اصحاب دعا كرد تا آفتاب به موضع عصر برگشت و مجموع اصحاب نماز عصر را به جماعت ادا كردند « 25 » . و مانند اين امور بسيار نقل شده بر سبيل استفاضه و شيوع كه هيچ‌كس انكار او نتواند كرد . و نيز پوشيده نيست كه اشجع ناس بود و شهرت او در شجاعت نه به مرتبه‌اى است كه محتاج به ذكر باشد . غايتش امرى چند كه از خوارق عادت است در باب شجاعت آن حضرت ذكر كنيم : اوّل : آنكه گفته‌اند كه از هيچ شجاعى معهود نشده كه از دشمن هنگام مبارزات هرگز زخمى نخورده باشد ، مگر امير المؤمنين - عليه السلام - . دوّم : آنكه از هيچ شجاعى معهود نشده كه هرگز مبارزى از او نجات نيافته باشد مگر آن حضرت . سوّم : آنكه در ميان ارباب سير مشهور است كه كشتهء آن حضرت در ميان كشتگان علم بود . و گفته‌اند : و كان عليه السلام إذا علا قدّ و إذا أوسط قطّ . يعنى هر كه را بر سر مىزد در طول به دونيمش مىكرد ، و هر كه را بر ميان
هامش
( 24 ) . « كشف الغمه » ج 1 / 278 ؛ « اصابهء » ابن حجر ج 5 / قم ، سوم / 325 . ( 25 ) . « كشف الغمه » ج 1 / 282 .