مىنواخت در عرضش به دو پاره مىساخت . « 26 »
و نيز سخىترين مردم بود و به موجود جود مىكرد يعنى هر چه داشت مىداد . و در فتوحات مكّى آورده كه قيمت خاتمى كه در نماز به سائل داد برابر بود با خراج شام كه ششصد خروار نقره و چهار خروار طلا بود . و بلا شبهه حضرت در شجاعت و سخاوت مصداق قول شيخ ابو على سينا بود كه در مقامات العارفين گفته : « العارف شجاع و كيف لا و هو بمعزل عن تقيّة الموت و العارف جواد و كيف لا و هو بمعزل عن محبّة الباطل » .
و نيز خليقترين ناس بود با كمال بأس و مهابت . نقل است كه معاويه از صعصعة بن صوحان كه يكى از اصحاب حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - بود از صفت آن حضرت پرسيد . صعصعه گفت : كان فينا كأحدنا . يعنى در ميان ما كه مىبود مانند يكى از ما بود . با ما مىگفت و از ما مىشنيد و با ما مىخورد و مىآشاميد و به هر طرف كه مىخوانديم اجابت مىكرد ، و در كمال تواضع و نهايت افتادگى بود و مع ذلك كنّا نهابه مهابة الأسير المربوط للسّياف الواقع على رأسه . يعنى با وجود اين همه مىترسيديم از او مانند ترسيدن « به زنجير بسته » از جلّادى كه با شمشير برهنه بر سرش ايستاده باشد . « 27 »
و نيز حليمترين و عفوكنندهترين مردم بود . و اين معلوم است از رعايت حال ابن ملجم با علم به حال او . و عفو كردن از سعيد بن العاص كه اعدا عدوّى
هامش
( 26 ) . « لسان العرب » ابن منظور مصرى ج 3 / 344 ، چاپ « دار صادر - بيروت » « روى عن علىّ - رضوان الله عليه : انّه كان اذا علا قدّ ، و اذا توسط قطّ » .
« جمهرة اللّغه » ابن دريد ج 1 / 75 ، چاپ حيدرآباد - هندوستان » : « ان عليّا كان اذا اعتلى قدّ ، و اذا اعترض قطّ » .
« الفائق فى غريب الحديث » زمخشرى ج 3 / 166 ، چاپ دوم قاهره : « كانت له ضربتان ، كان إذا تطاول قدّ ، و اذا تقاصر قطّ » .
« النهاية فى غريب الحديث و الاثر » ابن اثير ج 4 / 21 ، چاپ مصر ، تحقيق : محمود محمد الطناحى : « كان اذا تطاول قدّ ، و اذا تقاصر قطّ » .
( 27 ) . مقدمه « شرح نهج البلاغه » ابن ابى الحديد ج 1 / 25 ، چاپ قاهرة ، تحقيق : محمد ابو الفضل ابراهيم ؛ « ينابيع المودة » علامه قندوزى حنفى ص / 149 ، چاپ استانبول ؛ « الغيث المسجم » صلاح الدين الصّفدى ج 1 / 168 .