تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
را ؟ حضرت فرمود : « و يحك لم تره العيون بمشاهدة الأبصار و لكن رأته القلوب بحقائق الإيمان معروف بالدّلالات منعوت بالعلامات لا يقاس بالنّاس و لا يدركه الحواسّ » يعنى : « واى بر تو ، خداى تعالى را چشم نتواند ديد ، بلكه دلهاى مؤمنان وى را تواند شناخت ، شناختى كه در ظهور مانند ديدن باشد . چه خداى تعالى به دليل شناخته مىشود : به آثار و علامات راه به او توان برد و دليل در افادهء يقين بالاتر است از ديدن . چه ديدن به ظاهر تعلّق گيرد و دليل به حقيقت راه نمايد . و خداى را به مردم قياس نتوان كرد كه هر چه عظمت و شوكت داشته باشند البتّه ديده شوند . چه عظمت الهى نه از جنس عظمت مردم است ، چه عظمت مردم را حواسّ ادراك كند به خلاف عظمت الهى كه حواسّ ادراك نتواند كرد » . پس مرد بر گرديد و مىگفت : « اللّه أعلم حيث يجعل رسالته » يعنى : « خداى داناتر است كه رسالت خود را به كدام خاندان بايد داد . » « 16 » و امام فخر رازى و سائر علماء گفته‌اند كه علماى جميع فنون منسوبند به آن حضرت . چه فرقهء ( خرقهء ) مشايخ صوفيّه منتهى به اوست . و ابن عبّاس كه رئيس و استاد مفسّرين است شاگرد او بود . و ابو الاسود مدوّن علم نحو كه اصل علوم عربيّه است به تعليم او بود . و نيز أفقه النّاس بود كما قال رسول الله - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - : « أقضاكم علىّ » « 17 » . و صحابه در اكثر وقايع به او رجوع مىكردند و اين در نهايت ظهور است و در اين باب : « لو لا علىّ لهلك العمر » « 18 » بغايت معروف و مشهور . و آن حضرت خود فرموده : « و اللّه لو كثرت لى الوسادة لحكمت بين أهل التورية بتوراتهم و بين أهل الزّبور بزبورهم و بين أهل الإنجيل بإنجيلهم و بين أهل الفرقان بفرقانهم و اللّه ما نزلت من آية فى برّ او بحر
هامش
( 16 ) . سؤال‌كننده مردى بنام « دغلب » بود . « توحيد صدوق » ص / 308 ؛ « نهج البلاغه » فيض الاسلام ، خطبه / 178 . ( 17 ) . « كشف الغمه » ج 1 / 116 ؛ « اربعين » امام فخر الدين رازى ص / 466 ، ط / حيدرآباد ، سال 1353 ه . روايتى هم با مضمون : « امير المؤمنين ( ع ) اقضاى اين امّت است » ، در « غاية المرام » سيد بحرانى ( قدس سرّه ) ص 528 مذكور است . ( 18 ) . قول عمر به عبارت مذكوره و با عبارات مختلفه كه مفاد آنها يكى است در كتب اهل سنّت