على افضل بود بنابر آنكه « افضل » آن است كه جهات فضل در او بيشتر بود ؛ و جهات فضل در على بيشتر بود ، پس على افضل باشد . امّا اينكه جهات فضل در على بيشتر بود به سبب آنكه مراد از فضل - به اتّفاق - استحقاق مدح است و ثواب ، و مراد از جهات فضل امورى است كه سبب استحقاق مدح و ثواب شود . و آن امور يا خارجى است يا داخلى . و داخلى يا كمالات نفسانى است يا اعمال بدنى ، و جميع اين امور در على بيشتر است بلا شبهه .
امّا خارجيّه و آن امورى است كه راجع شود به نسب يا به سبب . و راجع به سبب يا وصلت است و دامادى و يا تربيت و شاگردى :
و امّا نسب و آن در على پسر عمّ بودن است مر پيغمبر را ، و ظاهر است كه پسر عمّ مثل ابو طالب بودن نه چون پسر عمّ مثل عبّاس بودن است . چه ابو طالب بهتر از عبّاس بود و قريبتر از او ، بنابر آنكه با عبد اللّه از يك مادر بود ، بخلاف اعمام ديگر . و شفقت و تربيت و اهتمام در جميع امور حضرت رسالت كه از ابو طالب ظاهر شد بيشتر از اهتمام جميع قوم و عشيرت بود . و همين بس است كه تا ابو طالب در حيات بود حضرت محتاج نشد به هجرت از ديار خود و به اعانت بيگانگان ، بنابر آنكه در كنف حمايت ابو طالب در حصن حصين بود ، و احدى را ياراى آن نبود كه دست تعدّى به آن حضرت دراز كند ، و اين معنى در غايت ظهور است .
و امّا وصلت و دامادى ، ظاهر است كه دامادى به مثل فاطمهء زهرا - صلوات اللّه عليها - كه به اتّفاق سيّدهء نساء عالميان است و سرور زنان اهل جنان .
- از عايشه پرسيدند كه محبوبترين ناس كه بود نزد پيغمبر ، گفت :
فاطمه . گفتند از مردان ، گفت : على - نه چون دامادى است به دختر ديگر « 14 » .
و امّا تربيت پيغمبر مر على را و شاگردى على مر پيغمبر را نه امرى است
هامش
( 14 ) . « سنن الترمذى » ص / 550 خصائص النسائى » ص / 20 ؛ « الاستيعاب » ج 4 / 1897 ، « مستدرك » ج 3 / 154 .