تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
كه رسيد به موضع غدير خم و امر فرمود « 12 » به اجتماع مردم به نماز جماعت ، پس فرمود تا از جهاز شتران شبيه به منبر ساختند و بر بالاى آن بر آمده خطبه‌اى ادا كرد پس روى به مردم كرده گفت : « أ لست اولى بكم من أنفسكم » آيا من اولى نيستم به تصرّف در امور شما از نفسهاى شما . پس همه گفتند : « بلى يا رسول اللّه » پس گفت به طريق عطف و تفريع بر كلام اوّل : « فمن كنت مولاه فهذا علىّ مولاه . اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و أنصر من نصره و اخذل من خذله » . « 13 » يعنى « پس هر كه من مولاى اويم على مولاى او است . خدايا دوست دار دوست على را و دشمن دار دشمن على را ، و نصرت كن ناصر على را و واگذار واگذارندهء على را » . بيان دلالتش آن است كه هر كه را اندك وقوفى در فهم كلام عربى باشد داند كه مراد از مولى نتواند بود مگر آنچه در اوّل كلام اشاره به آن كرده - أعنى اولى بتصرّف در امور - به دليل عطف بر سبيل تفريع . و مراد از امام نيست مگر متصرّف در امور . پس اين كلام نصّ باشد بر امامت على ( ع ) . بدان كه شيخ طوسى ( ره ) در كتاب اقتصاد نقل كرده كه اين حديث را از محدّثين مخالفين ، طبرى به هفتاد طريق متجاوز نقل كرده ؛ و ابن عقده به صد و پنج طريق ؛ و ديگرى به صد و بيست و پنج طريق . و فرمود : « لم يروا فى الشّريعة خبر متواتر اكثر طرقا منه » . پس اگر اين حديث صحيح نباشد هيچ حديث صحيح نتواند بود . ( انتهى كلامه ره ) . پس منع صحّت و تواتر اين خبر چنان كه بسيارى از متكلّمين اهل سنّت كرده‌اند چقدر ركاكت داشته باشد . و گمان اين است كه بيچارگان دانسته كرده باشند . چه ناچار است مر ايشان را از ايراد منعى ، و منع صحّت خبر با وجود اين همه ركاكت به غايت اقرب است از منع بودن « مولى » به معنى « اولى به تصرّف » چنان كه ديگران كرده‌اند . چه اوّل مشعر بر كم تتبّعى است و دوّم ناشى از نفهميدگى ، و أين هذا من ذاك . و امّا طريقهء افضليّت ، بنابر آنكه چون ثابت شد وجوب افضليّت امام از رعيّت ، و على افضل بود از جميع صحابه ، پس امام نتواند بود مگر على . امّا اينكه
هامش
( 12 ) . به حديث شريف « غدير » مراجعه فرمائيد . ( 13 ) . به حديث شريف « غدير » مراجعه فرمائيد .