چيز تواند كرد . و اتّفاق است در اينكه جماعت مذكورين مشغول به تجهيز حضرت رسالت بودند و به مجلس عقد خلافت حاضر نبودند آيا تخلّف ايشان ترك اهمّ واجبات بود ، و اين جماعت مثل ديگران درد دين نداشتند . و اگر خواطر ايشان جمع بود كه ديگران قيام به اهمّ واجبات خواهند نمود پس ديگران چون تجويز كردند كه بىصلاح و بىمشورت با ايشان يا لا اقلّ بىاذن ايشان اقدام بر چنين امرى نمودند پس امر اجماع چگونه متحقّق تواند شد .
و ديگر آنكه به مقتضاى اين دليل كه عمدهء دلايل ايشان است وجوب سمعى به اجماع متحقّق شده ، پس در وقت اجماع كه هنوز اجماع متحقّق نشده بود صحابه به چه مستند شدند كه ترك اشتغال به تجهيز حضرت نمودند مشغول به تعيين خليفه شدند و اين را اهمّ واجبات دانستهاند و قائل به وجوب عقلى خود نبودند به اعتقاد ايشان . و قطع نظر از مقتضاى اين دليل بر تقديرى كه به سمعى ديگر مستند باشند آن سمعى چه تواند بود : اگر از پيغمبر شنيده بودند كه بعد از من مشغول به تعيين خليفه شويد چرا نقل نكردند . و اگر نقل اين سمع مىبود چه حاجت بود به اجماعى كه متحقّق نيست چنان كه دانستى . و قطع نظر از همهء اين امور كرده آنچه در مفهوم امامت معتبر است به اتّفاق ايشان همان مسكت و ملزم ايشان است اعنى خليفگى پيغمبر . چه هرگاه پيغمبر تعيين خليفه براى خود نكرده باشد ديگرى چگونه تعيين خليفه براى او تواند كرد . و اگر امام را كارى به امور پيغمبرى و امر خلافت از وى نبودى تا ايشان هر كه خواستندى و لائق
هامش
« آسمان نيلگون ، سايه نيفكنده و زمين تيره ، در بر نگرفته است ، راستگوتر از « ابا ذر » را . »
« الاستيعاب » ج 1 / 255
« حق با عمار است ، مىگردد هركجا كه عمار بگردد ؛ و كشندهء عمار در آتش است . »
« انساب الاشراف » ج 1 / 174
« پيامبر فرمود : بدرستى كه خداوند مرا دستور داده كه چهار نفر را دوست بدارم ، و خبر داده است كه خود او ايشان را دوست مىدارد . گفتند : چه كسانىاند يا رسول الله ؟ گفت : بدرستى كه على نيز از آنهاست ؛ و آنها ابو ذر غفارى ، سلمان فارسى و مقداد بن اسود كندى » است . »
« مسند احمد » ج 5 / 351
« حذيفه : و كان صاحب سرّ رسول الله - صلّى الله عليه و آله و سلّم - و مناقبه كثيره ، مشهورة . . . »
« تهذيب التهذيب » ج 2 / 220