تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
چنان كه در فائدهء بعثت گذشت . چون اين جمله را دانستى بطريق شكل اوّل گوئيم : نصب امام لطف است معلوم عدم المفاسد ، و هر لطف معلوم عدم المفاسد واجب است بر خداى تعالى ، پس نصب امام واجب است بر خداى تعالى و هو المطلوب . اگر گويند نصب امام وقتى لطف باشد كه ظاهر باشد و قادر بر تنفيذ احكام و اعلاى لواى اسلام ، و اين نزد شما واجب نيست چه شما تجويز كنيد كه امام غائب باشد و بر تقدير حضور متصدّى امر امامت نباشد پس چگونه لطف تواند بود ؟ جواب گوئيم كه ما تجويز غيبت و تقاعد بنابر خوف از اعادى و وجوب تقيّه كنيم نه بدون آن . و چون چنين باشد وجود امام با غيبت و تقاعد نيز لطف باشد . چه هرگاه مكلّف معتقد باشد به وجود امام و داند كه غيبت او يا تقاعد او به سبب خوف است ، پس در هر ساعت تجويز كند زوال اسباب تقيّه و خوف را و امكان حضور و تصدّى امر امامت را و اين معنى لا محاله موجب انزجار او از معاصى شود . بخلاف اينكه معتقد وجودش نباشد و همچنين معتقد وجوب ايجادش نيز نباشد ، چه هر كه قائل نيست به وجوب نصب امام قائل نيست به وجوب ايجادش در وقتى از اوقات و حال آنكه اگر قائل باشد به وجوب ايجادش ، كافى نيست در انزجار مكلّف از معاصى . چه از زمان ايجادش تا زمان قابليّت تصرّفش در امور مدّتى است متراخى و مهلتى است متمادى . پس ثابت شد كه اصل وجود امام به هر نحوى كه باشد لطف است غايتش حضورش و تصرّف در امورش نيز لطفى ديگر است كه مانع آن لطف از جانب رعيّت است نه از جانب خدا . پس آنچه واجب است بر خداى تعالى ايجاد امام است ، امّا تصرّف و اذنش در امور به اختيار رعيّت است تا جبر لازم نيايد . و عمدهء دلائل اهل سنّت بر مذهب خود اجماع صحابه است بعد از رحلت پيغمبر - صلّى الله عليه و آله - بر وجوب تعيين امام حتّى جعلوا ذلك اهمّ الواجبات و اشتغلوا به عن دفن الرّسول « 1 » - صلّى الله عليه و آله - و كذا عقيب موت
هامش
( 1 ) . ترك دفن رسول اكرم ( ص ) و اشتغال به تعيين خليفه بعنوان اهمّ واجبات ! بطرق مختلف در