تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
تا لطف بود ، و بنده در وى به طاعت نزديكتر بود و از معصيت دور تر بود . اگر چه در اخبار و آثار آمده است كه كدام روز به مبدأ كارها و جز آن بهتر باشد ، و هر كه به قول هر كه باشد در روزها و ماهها احتياطى و احترازى به جاى آورد باكى نباشد ، چون بدين اعتقاد زيانى ندارد . اما فال گرفتن و چيزى به فال داشتن از بهر دلخوشى بود و بر آن اعتماد حقيقى نبود ، اگر نيك آيد خداى را شكر كند و اگر بد آيد دل در آن نبندد و اعتماد بر خداى تعالى كند . و جو زدن « 1 » از بهر آن معصيت بود كه وى مرد را و چهارپايان را و جز آن پيدا كند . و از جهل و نادانى خبر مىدهد كه هر يكى چون استد ؟ و چه مىكند ؟ و بدان كه را خواهد ؟ و آن بتر بود كه به فاطمه زهرا ( ع ) يا به بزرگى ديگر بازخوانند و نداند كه گناه چون به گناه دارد ، اميد رستگارى بود و اگر به نيك دارد هرگز نرهد . و خواب نيك از خداى تعالى بشارت بود . اگر خود بيند و اگر كسى از بهر وى بيند ، بايد كه در نيكى بيفزايد . و اگر خصومت و شر ظالم نمايد ، بايد كه دست و زبان را نگاه دارد . و اگر نزديك آمدن اجل نمايد ، بايد كه برگ گور و قيامت كند . و در مذهب و اعتقاد بر خواب اعتماد نكند كه شيطان در آن كوشد كه كس را در خواب به شك افكند . و تعدى كردن علتها چون آبله و گرو جز آن هيچ نبود و آن را كه بود خداى تعالى دهد ، و از كسى بازنگرفته باشد . و اگر كسى از بهر دلخوشى بپرهيزد باكى نباشد . و به چشم زدن همچنين نباشد . و نبايد كه عاقل دل در آن بندد . و چشم بدان بود كه به ناشايستى نگرد ، و ليكن از بسيارى كه در ميان مردم حديث چشم زدن رود ، بايد كه كس چون به چيزها نگرد يا كسى به متاع وى يا به وى نگرد ، ذكر خداى تعالى كند و تعويذ - كه در اين معنى گفته‌اند - نوشته دارد ، و دعايى - كه گفته‌اند - مىخواند تا احتياط به جاى آورده باشد . اما حديث شومى مادام كه كسى بر سر گناه يا در فريضه و واجب تقصير كند يا بياميزد با كسى كه اينچنين بود ، هر آنچه به وى رسد كه وى را آن ناخوش آيد و دشوار
هامش
( 1 ) . كنايه از كار بيهوده است . ( دهخدا )