تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
و آنچه بدين نيز ماند كه اعتماد بر آموختن و شنودن كرده‌اند . و مىگويند كه اين كه من دارم آن است كه مصطفى گفته . اگر تعليمى گويد كه مصطفى اين نگفته ، حجتش بايد . اگر خبر آورد ، حنبلى نيز در مقابل آن پيدا كند ، و اگر حجت از سر عقل و انديشه آورد مذهبش باطل . ديگر ، اگر هر كسى راست گويد كه من در مذهب خويش عقل و انديشه را كار فرموده‌ام ، تعليمى بايد كه دروغ گويد كه وى را مذهب نيست ، كه انديشه بايد كردن . و اگر راست گويد مذهبش باطل شود . و ديگر ، انديشه كه علم حاصل كند ، آن بود كه عاقل چون مسأله پيش آيد ، مذهب خويش و خصم به يك سو نهد ، و اندر آن مسأله عقل و انديشه را از سر انصاف كار فرمايد . اما آن كه اول مذهبش فراگيرد ، پس انديشه كند هر آنچه مذهبش را زيان دارد رفع مىكند ، و آنچه سود دارد فرا مىپذيرد ، انديشه علم حاصل نكند . سؤال : اگر گويند اصول دين نبايد آموختن ، شما چه مىآموزيد و مىآموزانيد ؟ جواب گوييم ، كه هر كه اصل دين بىدليل و حجت فراگيرد و به اعتقاد كند ، مصيب نباشد و سودش ندارد ، اگر چه آن اصول اندر خويشتن حق باشد ، زيرا كه مقلد باشد . اما آن كه به دليل و حجت فراگيرد ناچار عقل و انديشه‌اش به كار آيد ، چون بنگرند از جهت عبارت آموخته باشد و از جهت دليل و حجت و عقل و انديشه فرا گرفته . و ديگر ، تعليم آن بود كه كس همچنان كه بياموزد بياموزاند ، چون كتاب خدا و اخبار انبيا و آثار امامان و حكمها و خطبه‌ها و امثال و اشعار و آنچه بدين ماند . و معلوم است ، از متكلمان بسيار كس بود كه عبارت خويش گويد و از خاطر خويش دليلها و حجتها و شبهه‌ها مىنوشتند در كتابها ، چون چنين باشد بر هر يكى دشوار و متعذر باشد كه شبهه‌ها به روزگار دراز فراهم آورده باشند ، جوابهايش به انديشهء خود حاصل كند بىآنكه شنود ، در كتابها مىنگرد و در آن انديشه و نظر مىكند و علم بدان حاصل مىكند . و بسيار كس بود كه جواب آورده را متعرض گرداند و جوابى از آن بهتر پيدا كند . چون چنين باشد ، معلوم گردد كه از اول تا به آخر هر حجتى و جوابى يابند از انديشهء ديگر خاسته باشد .