تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
كاريش تعليميان را لازم مىآيد ، زيرا كه دانستن خداى تعالى ، ياد گرفتن « لا إله الّا اللّه » و
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
بودى . و قوم محمد ( ص ) معلوم است كه به روزى يابد ، و روزى اين را ياد گرفتند . « 1 » پس ، از پس آن ايشان را گفتن كه ياد گيريد چندين سال هرزه‌كارى و گزاف كارى بود . و همچنان بود كه معلم چيزى به كودك آموزد ، چون كودك را آن ميسّر و روان شود ديگر باره هم آن وى را آموزاند تا مدتى دراز برآيد . و ديگر ، چون مصطفى ( ص ) آمد گروهى را ديد به كيشى و مذهبى در آويخته و نجات و رستگارى خويش در آن پنداشته و در آن محكم شده و دوستيش در دل گرفته ، و گروهى خداى را زن و فرزند گفته و گروهى بتان را معبود خود ساخته و آنچه بدين ماند ، مصطفى ( ص ) خواست كه هر يكى را از ايشان و ديگران را تا قيامت علم به چهار نوع حاصل شود : 1 . به بطلان مذهب باطل 2 . علم به هستى خداى تعالى 3 . علم به پيغمبريش 4 . علم به شرعيات و غائبات و جز از اين كه سمعى بود . پس به دليل و حجت چه آنكه خداى تعالى به وى فرستاد ، و چه آنكه به عقل خويش بيرون مىآورد ، و چه آنكه از گذشتگان به او رسيده بود ، بطلان مذهبشان به ايشان مىنمود و مذهبشان بر دل ايشان سرد مىگردانيد ، و نعمتهاى خداى تعالى به « 2 » يادشان مىداد ، و صفتها و عجايب خداى تعالى در آسمان و زمين بر ايشان عرضه مىكرد و ثنايش مىگفت ، و تخويف به اندازه و ترهيب و ترغيب و وعد و وعيد به يارى مىخواند ، و معجزات كه وقت را اندر باب آن حجت ظاهرتر بود به اضافه مىبرد تا چگونه بود كه اندر روزگارى و بازپس وى ، اين جمله در حق يكى تأثير كند ، و فرا نظر و
هامش
( 1 ) . قوم محمد ( ص ) در يك روزى درك خواهند كرد و در روز مقرر خواهند آموخت . م ( 2 ) . اصل : با .