تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
انديشه آورد و آن علوم حاصل كند و پس به كردار مشغول شود . و چون چنين باشد ، كدام لطف بود از اين بليغتر ؟ و كدام نعمت بود از اين عظيمتر ؟ و كدام فايده بود از اين بيشتر ؟ و آن را كه اعتقاد اين بود ، از كجا مصطفى ( ص ) را يا پيغمبر ديگر را هرزه‌كار داشته باشد ؟ و چون بنگرند تعليمى بود كه ايشان را به هرزه‌كار داشته كه بر تعليمى و شنيدنى قناعت كرده باشد ، و اندر آن نبود كه علم بايد كه حاصل باشد ، و نداند كه علم از كجا حاصل آيد ؟ سؤال : اگر گويند كافران : چون مؤمنان معلوم است كه عقل دارند ، اگر دانستن خداى تعالى به عقل بودى ، كافران را نيز بايستى كه خداى را دانستندى ؟ جواب آن است كه عقل به منزلهء آلت بود . و چنان كه تا آلت به كار ندارند و استعمالش نكنند فايده نكند ، پس مؤمنان عقل را در انديشه كردن در دليل بر آن وجه دلالت به كار داشتند لاجرم علم حاصل كردند ، و كافران چنين نكردند لاجرم از حصول علم محروم ماندند . و ما نگوييم كه عقل موجب علم بود ، و هر جا كه عقل بود قطعا علم حاصل آيد ، چون چنين باشد ما را اين سؤال لازم نيايد . و اين ، تعليميان را لازم مىآيد كه گويند دانستن خداى تعالى به شنودن و تعليم بود ، و معلوم است كه كافران دانستن خداى تعالى به شنودن و تعليم معلوم است ، كه كافران دانستن خداى تعالى به تعليم كردن ديدند ، اگر چنين بودى كه تعليميان مىگويند ، واجب كردى كه كافران نيز همچو مؤمنان خدا را دانستندى . سؤال : اگر گويند چون دانستن حق از انديشه حاصل آيد ، اهل هر مذهبى را رسد كه گويد ما انديشه كرديم و اين بهتر است كه ما داريم . جواب گوييم : اگر دانستن حق به آموختن و شنودن حاصل بودى ، اهل هر مذهبى را نيز رسد كه گويند ما شنيديم و بياموختيم ، حق اين است كه ما داريم كه حنبلى « 1 » و اجبارى
هامش
( 1 ) . منسوب به احمد بن محمد بن حنبل ( 224 - 164 ه . ق . ) ، يكى از فقهاى چهارگانه اهل سنت كه از محدثان بنام و صاحب كتاب مسند است ( دهخدا )
رسائل فارسى جرجانى ( فارسى ) — صفحة 123 | ضياء الدين جرجانى