تعليمى ديگر ، سخن در آن تعليم همچنين بود ، پس بنماند الّا كه حقى مذهب حق به نظر و انديشه حاصل شود به دليل و حجت ، و آنچه اين جمله را مؤكد و محكم گرداند قول خداست :
« قُلِ انْظُرُوا »
« 1 » ،
« أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا »
« 2 » ،
« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . .
لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ »
« 3 » و آنچه بدين ماند .
اگر عقل و انديشه را تأثير نبودى ، اين جمله هرزه و بىفايده بودى ، قوله تعالى :
« فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ »
« 4 » . و معلوم است كه قول بهتر از اقوال ديگر ، به عقل و انديشه جدا شود .
قال امير المؤمنين ( ع ) : « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » « 5 » . و معلوم است كه عارف به نفس خود آن وقت بود كه انديشه كند ، كه نفس وى به اوّل چه از چه آمد و در وجه بدايع و صنايع و عجايب است . و امير المؤمنين ( ع ) گويد : « من اخذ دينه من افواه الرّجال ازالته الرّجال و من اخذ دينه من الكتاب و السّنّة زالت الجبال و لم يزل » ؛ يعنى هر كه دين را از دهن مردمان گيرد بىدليل و حجت مردان وى را از آن دين بگردانند ، اما چون از دليل و حجت گيرد ، كوه از جا بشود و وى از حال خويش نگردد . و اين چنين اگر طلب كنند ، بسيار يابند .
ديگر ، چون پيغمبرى پديد آمدى ، جماعتى به سر يقين به وى بگرويدندى بر وجهى كه خداى تعالى ايشان را ستايش كردى ، و جماعتى جحود كردندى و نگرويدندى ، پس باز بايد نمود كه چه چيز اين جماعت را بر گرويدن داشت . نگويد كه شنودن يا گفتار پيغمبر ، زيرا كه هر دو جماعت مىشنودندى و گفتار پيغمبر محمد رسيدى . و نگويد كه از سر هوا بگرويدندى ، زيرا هر كه چنين كند پسنديده نباشد ، و خداى تعالى وى را نستايد . پس بنماند الّا كه اين جماعت از سر عقل و انديشه كردندى .
هامش
( 1 ) . يونس / 101 .
( 2 ) . روم / 8 .
( 3 ) . بقره / 164 .
( 4 ) . زمر / 17 و 18 .
( 5 ) . احاديث مثنوى ، ص 167 ؛ با تعبير : « اذا عرف نفسه . . . » ، از احاديث نبوى به نقل از كنوز الحقايق ، ص 9 . ؛ مؤلف اللؤلؤ المرصوع ، ص 86 ؛ زغلول : 8 / 395 به نقل از پيامبر ( ص ) .