بگذرد در دانش . و چون چنين باشد اسماعيليان را تقديم مفضول بر فاضل لازم آيد ، چنان كه مذهب معتزله و زيديه است ؛ و بدين حجت و دليل درست شده است كه اين نيكو نباشد .
و اگر چنين شايد ، بود كه معتزله تقديم ديگرى كنند بر امير المؤمنين ( ع ) ، اگر چه امير المؤمنين را فضل بيشتر بوده است .
و ديگر ، اختيار خلق اندر امامت و اجتهاد نزديك اسماعيليان درست نيايد و باطل باشد . چون بنگرند اندر مذهب ايشان به چندين جايگاه بازيابند .
اول ، آن است كه چون سيد مصرى را دو پسر باشد ، و خواهد كه يكى را به جاى خود بدارد و ناچار به اختيار كردن مشغول گردد ، و رأى خويش نگاه دارد ، و كار فرمايد ، و اجتهاد كند تا از ايشان كدام رشيدتر بود و امامت كدام بهتر دارد . اگر گويد باقر و صادق ( ع ) همچنين كردند ، جواب آن است كه هر يكى از ايشان آن را فرا داشتندى ، كه مصطفى ( ص ) خبر داده بودى ، و اندر سادات مصر اينچنين نرود . و كس نگويد كه مصطفى ( ص ) اندر حق بر يكى از ايشان خبر داده است و نصّ كرده كه اگر چنين بودى ، بايستى كه توانستى كه خبر دهد كه اندر مستقبل امام ناآمده كدام بود و چه نامش بود ، و ديگر ممتنع نباشد كه يكى از سادات مصر ناگاه وفات رسد ، و نصّ ناكرده برود . و چون چنين باشد اسماعيليان را ناچار گرد بايد شد ، و از فرزندان وى يكى را اختيار كردن . و اگر فرزندش نباشد ، يكى از خويشان يكى را اختيار بايد كردن و چنين اختيارى حقيقى بود .
و آنجا كه اختيار رود ، ناچار رأى و اجتهاد بود - چنان كه پيدا كرده آمد - . اگر چنين بود ، دست از امامت ببايد داشتن .
و ديگر ، ممتنع نبود كه سيد مصر را فرزند خود يكى بود و هنوز نابالغ بود ، چون از دنيا رود نصّ كند بر وى ، چون بالغ شود خداى تعالى وى را عقل تمام ندهد ، پس چون بنگرد سزاى امامت نباشد و استحقاق آن ندارد كه ديگرى را نصّ كند ، چون چنين بود ، منقطع گردد و امامت برخيزد .
و اگر گويند : اندر آن خاندان هيچ حالى از اين حالها نيفتد . جواب آن است كه
رسائل فارسى جرجانى ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: ضياء الدين جرجانى
ص١١١