تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
شود و خراب گردد . و چون پادشاهى هنوز نمرده باشد ، هر كس تمنا كند كه از پس اين گوييا پادشاه كدام باشد ؟ و بضرورت داند كه بىيكى نباشد . و چون از يكى از امامان شنود كه عالمى را بدين بزرگى پادشاهى بايد كه وى كار دينى و دنياوى راست دارد ، اين گفتار بر وى گران آيد . و ديگر ، اهل اسلام از پس مصطفى ( ص ) با آنكه اندكى بودند و مصطفى ( ص ) را ديده بودند ، نتوانستند كه بىامامى كار به سر برند ، و هيچ كارى مهمتر از فرا داشتن امام ( ع ) ندانستند . پس ، اكنون كه اهل اسلام به بسيارى از ايشان بيشترند ، اين همه خلاف و خصومت - كه در ميان ايشان است - چگونه توانند كه بىامامى كار دين و دنيا به سر برند ؟ اگر مخالف گويد كه اكنون نمىبايد ، با آنكه مردم بيشتر جاهل و نادانند و در مذهبهاى گوناگون سرگردان ، كه از پس مصطفى ( ص ) كه مذهب يكى بود ، و راه حق پيدا بود ، و هر يكى عالم روزگار و رهبر جهانيان بود اولاتر - كه امام نبايستى چو چنين باشد - ، امامت امامان خود رد كرده باشند و به هرزه داشته . و اگر در آن روزگار امام مىبايست و حال چنان بود كه گفته آمد ، اكنون كه كار اسلام ناهموار و بينواست و اهل اسلام در كارها سرگشته و حيران ، اولاتر كه امام بايد . و رحمت بر آن كسى باد كه انصاف نگاه دارد و از پى دليل برود . و تحقيق آن است كه به زيان شدن كار دين و بد آمدن ظلمها و هرزه شدن حدّهاى خداى تعالى و ريخته شدن خونها بنا حق به سبب مذهبها ، و جز اين كارهاى ناهموار از پس مصطفى ( ص ) تا اين روزگار در گردن آنان است كه امام حق را باز نجستند ، و به ديگرى تن بنهادند ، و در گردن آنان كه گفتند امام نمىبايد ، « 1 » و آنان كه گفتند امام نامعصوم شايد . « 2 » و چون در هر روزگارى امام معصوم بايد - بدان دليلها كه گفته آمد - بدانستيم كه از پس امام حسن عسكرى ( ع ) امام زمانه و مطهر و معصوم پسرش است ، محمد بن
هامش
( 1 ) . خوارج هستند كه خلافت را به انتخاب مردم واگذار كردند . م ( 2 ) . زيديان ، طاووسيان ، واقفيان و كيسانيان كه به معصوميت امام قائل نيستند . م