تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
يكى از آن سه چيز كه سفر را قطع مىكند در اثناى اين حركت عارض نشود . شرط چهارم : اينكه اوّل بار كه شروع به حركت مىكند ، قصد [ سفر ] هشت فرسخ يا زياده [ را ] داشته باشد كه اگر اوّل بار قصد اين قدر مسافت نداشته باشد بلكه يك فرسخ راه يا دو فرسخ مجملا كمتر از هشت فرسخ كارى داشته باشد يا كسى را خواهد ببيند و به همين قصد بيرون رود ، اتفاقا در آن قدر راه كه گمان داشت ، كارش ساخته نشود يا آن كس را نديد و كم‌كم از پس آن مىرفت تا اينكه مسافت بسيار رفت ، اگر چه صد فرسخ يا بيشتر هم برود ، [ بايد ] در وقت رفتن همهء نمازها را تمام كند . بلى اگر در اثناى اين حركت ، قصد هشت فرسخ يا زياده‌تر كند ، از آنجا كه قصد كرده تا هر قدرى كه بعد [ از ] آن برود ، قصر مىكند . و همچنين وقتى كه خواهد به منزل و مكانى كه داشت رجوع كند ، اگر آن موضع كه بر مىگردد تا آن مكان هشت فرسخ باشد يا بيشتر ، در اين وقت در وقت برگشتن قصر كند . و اگر وقتى كه از منزل خود بيرون مىرود ، قصد هشت فرسخ و بيشتر داشته ، امّا هنوز به چهار فرسخ نرسيده ، به سبب مانعى و عذرى فسخ آن اراده نمايد و عزم برگشتن كند يا متردّد شود ميان رفتن و برگشتن ، هر نمازى كه در آن پيش از اين در وقتى كه هنوز عزم سفر داشت ، قصر كرده باشد ، صحيح است و اعاده نبايد كرد . امّا هر چه بعد از اين خواهد كرد ، اگر عزم برگشتن كرده [ بايد ] تمام كند و اگر هنوز جزم نكرده بلكه متردّد است ، ظاهر اين است كه اگر به حدّ ترخّص نرسيده تمام كند و اگر رسيده قصر مىكرده باشد ، تا وقتى كه عزم رجوع كند . امّا اگر چهار فرسخ رفته باشد كه عزم رجوع كند يا متردّد شود همان قصر كند تا آنكه به مكان خود بيايد . زيرا اين چهار فرسخ با برگشتن ، مجموع هشت فرسخ است كه در سفر است . شرط پنجم : آنكه سفر پيشه و كسبش نباشد ، مثل مكارى و قاصد و اين قسم