تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
و ايضا بايد دانست كه هر سفرى كه مشتمل است بر ظلم و جور بر مسلمانان و گرفتن اموال ايشان ، [ در مقابل ] اعانت و مدد ايشان ، همه داخل سفر باطل است و بسا باشد كه اين معنى متضمّن گشتنها و نشستنهاى حرام باشد . و گاه باشد كه اين جماعت گمان كنند كه حفظ اهل اسلام و سرحدها و دفع دشمنان از ايشان مىكنند و از اين جهت سفرشان حقّ است . و جواب اين شبيه اين است كه هرگاه دشمنى حركت كند يا بيم ضررى از ايشان باشد نهايتش اين است كه به قدر آنچه در دفع آن دشمن و رفع ضرر ضرورى باشد از [ اموال ] جماعت مسلمين به قدر نسبت احوال ايشان توان گرفت . امّا اين همه اموال زياد كه صرف زينتها و تجمّلات و تنعّمات ، بلكه صرف فسق و معاصى مىشود و به ضرب چوب و به انواع سياسات اكثر از فقرا و عجزه و بيوه‌زنان و يتيمان و امثال ايشان مىگيرند ، معلوم است كه هيچ كدام حقّ نيست و نسبت و دخلى در حفظ اسلام مسلمين ندارد ، بلكه اكثر اينها سبب خرابى بلاد و آبادانيها مىشود و به اين سبب بسيار [ ى از ] مسلمين مضطرّ به جلاء وطن و گدايى مىشوند . و همچنين نويسندگان كه اعانت اين كارها و ضبط دخل و خروج اين مالها مىكنند و همچنين ارباب مناصب شرعى و وقفى ، همه مثل ايشانند ، اگر چه گمان كنند كه تحصيل معيشت مىكنند ، چنانچه دانسته شد . « 1 » و نيز ظاهر است كه اين مناصب به نحوى كه در اين زمان متعارف است ، هيچ يك موافق شرع نيست . امّا مناصب شرعى به كسى نسبت دارد كه عالم به احكام شرع مقدّس باشد و
هامش
( 1 ) . مصنّف كه معاصر با سلطنت شاه عباس دوم صفوى ( جلوس 1052 ، فوت 1077 ) و شاه سليمان اوّل ( جلوس 1077 ، فوت 1105 ) و سلطان حسين صفوى ( جلوس 1105 ، فوت 1135 ) بوده ، و اين دوره ، اواخر سلسلهء صفويه و پايان عمر آن سلسله مىباشد كه با تعدّيات و اجحاف درباريان بر مردم ستمديده با بهانه‌هاى گوناگون از قبيل دفاع از سرحدّات و . . . همراه بود لذا ضمن اشاره به ظلم و جورهاى هيئت حاكمه ، نارضايتى خود را از اين اعمال كه درباريان آنها را با عنوانهاى شرعى انجام مىدادند ، اعلام مىدارد .
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 307 | حسن بن عبد الرزاق لاهيجى