تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
اهل بيت طاهرين عليهم السلام - و صلهء رحم و ديدن دوستان و مؤمنان و مشايعت و استقبال ايشان و تحصيل طلب معيشت براى خود و عيال و مجملا هر سفرى كه به حسب شرع مقدّس و دين مبين ، رجحان و اولويتى داشته باشد و فضلى و ثوابى در آن باشد ، خواه واجب بود و خواه سنّت « 1 » . دوم : سفر باطل ؛ يعنى سفرى كه حقّى و رجحانى به حسب شرع مطاع در آن نباشد و فضل و ثوابى در آن نبود ، خواه حرام باشد ، مثل آنكه كسى به قصد ظلم بر مسلمى و ايذاى مؤمنى سفر كند ، خواه مكروه باشد ، مثل سفر براى تحصيل زينتها و تنعّمهايى كه متعارف اهل دنيا است ، و خواه مباح باشد ، مثل سفر به قصد صيد و سير به محض بازى و نشاط . و امّا اگر براى تحصيل معاش بيرون رود به شكار « 2 » ، يا براى صحّت و تغيّر آب و هوا در مثل كوفت و نقاهت و امثال آن به دهها و صحراها حركت كند ، داخل سفر حقّ باشد . و ايضا ببايد دانست كه جمعى كه براى معاش تحصيل سفر مىكنند ، رعايت دو شرط بايد بكنند . زيرا كه اكثر مردم به همين كه تحصيل معاش است فريب مىخورند و در كارشان اشتباه بسيار مىشود . شرط اوّل : مأخذ آن ؛ يعنى بايد ملاحظه نمايد كه از چه وجه و از كجا تحصيل مىكنند . زيرا هرگاه مأخذش حرام يا مكروه باشد ، آن سفر داخل سفر باطل مىشود . شرط دوم : مصرف آن يعنى ببيند كه در كجا صرف مىكند . زيرا بسيار مردم چيزى چند كه در شرع ضرور نيست بلكه خلافش اولى است ضرور نام مىكنند و حقّ مىدانند ، مثل اينكه مردى قباى قلمكارى و قطنى مىپوشد و به طعامهاى رنگارنگ تنعّم مىكنند و گمانش اين است كه اينها همه ضرور است و سفر براى آن
هامش
( 1 ) . « ب » : و فضل و ثوابى در آن بوده ، خواه واجب باشد و خواه سنّت . ( 2 ) . « ب » : معاش بيرون رود .