مجملا زينتها و نازپروردگيها را تخفيف دهند و دوش خود را از زير بار مال مردم و مظالم بيرون آورند ، اين معانى خلاف زىّ نبوده ، بلكه عين نيكى است . چنانچه معلوم است آن همه فتحهاى نامى و ظفرهاى سامى كه حضرت پيغمبر و امير المؤمنين - صلوات اللّه عليهما و آلهما - كه پادشاه تمام عالم ، بودند فرمودند .
همچنين بعد از ايشان ائمهء ظلم و خلفاى جور با اينكه دين را به دنيا فروختند ، آن همه مبارزات نمايان كردند نيز به زينت و مال نكردند .
و مروى است كه حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - در زمان خلافت خود شخصى را براى حكومت و امارت به بصره فرستاده بودند ، بعد از مدّتى به سمع مبارك آن حضرت رسيد كه امير به ضيافت يكى از اكابر آنجا رفته ، نامه « 1 » بر سبيل عتاب و تأديب به او نوشت كه مضمونش اين است كه : شنيدم كه به ضيافتى رفتهاى كه از متنعّمان ممتلى و از مسكينان خالى بود و اغنيا از آن موفور و فقرا از آن محروم بودند ، هر كسى را امامى است كه بايد اقتدا به او كند و پيروى او نمايد و من كه امام شمايم از تمام دنيا به دو جامهء كهنه و دو قرص نان اكتفا نمودهام ، شما اقتدا به من كنيد و فريفتهء دنيا نشويد و مانند اطفال فريفتهء هر زرد و سرخ نگشته و ترش و شيرين نخوريد .
و ملخّص كلام اين است كه معنى « زىّ » [ نه ] اين است كه كسى لباسهاى فاخر پوشد و مانند حيوانات خود را به انواع طعامها پرورش دهد . بلكه اين است كه بايد مسلمانان و مؤمنان به وضعى و حالى باشند كه مناسب اهل اسلام و ايمان باشد و اين معنى نسبت به احوال مردم مختلف شود .
هامش
( 1 ) . اين نامه را حضرت به عثمان بن حنيف كه از طرف ايشان استاندار بصره بود ، نگاشته است و تمامى آن در نهج البلاغه ، نامهء 45 ، مذكور است . قسمتى از آن چنين مىباشد : « و من كتاب له - عليه السلام - الى عثمان بن حنيف الأنصارى - و كان عامله على البصره و قد بلغه انّه دعى إلى وليمة قوم من أهلها ، فمضى إليها - قوله - أمّا بعد ، يا بن حنيف : فقد بلغنى أنّ رجلا من فتية أهل البصره دعاك إلى مأدبة فأسرعت إليها . . » .