تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
حقّ است بلكه تحقيق اين معنى اين است كه سفر اگر براى ضرورت معاش خود و عيال باشد به حيثيتى كه اگر كمتر از اين بود مودّى به فوت يا مرضى يا مثل آن امر مضرّى مىشود واجب مىشود ، و اگر براى زياده از اين باشد به قدرى كه عيال مشقّت و تنگى نداشته باشد و به حدّ وسط راحتى ايشان « 1 » را به هم رسد ، يا براى نفقهء حج يا زيارت يا صلهء رحم و رعايت همسايگان و كفايت و تعهّد فقرا و مساكين مسلمين و مؤمنين و امثال اين امورى كه حق شرعى در آنها هست باشد ، سنّت است . امّا اگر براى زينتها و تنعّمهايى « 2 » كه در ميان نازپروردگان دنيا متعارف است ، سفر كنند و همچنين تجارتى كه به محض زياده كردن [ مال ] و زر بر سر هم جمع نمودن و امثال اينها سفر مىكنند و متحمّل انواع مشقّتها مىشوند ، سفرهاى ايشان همه مكروه است و بسا باشد كه در اين سفر اگر ارتكاب معصيت و ظلمى نمايند سفر ايشان حرام باشد . و ايضا بايد دانست كه بسيار مردم از جهت حرف « زىّ » اشتباه مىكنند و مرتكب سفرهاى باطل مىشوند و حقّ مىدانند . و تحقيق آن اين است كه معنى زىّ اين است كه مسلمين بايد اوضاع و احوال ايشان به نحوى باشد كه شبيه به كفّار و اهل فسوق و معاصى و اراذل و مردم باطل نباشند ؛ يعنى چيزى چند كه مخصوص و متعارف ايشان است بايد كه علما و صلحا ، بلكه همهء مؤمنان و مسلمانان از آن احتراز نمايند . مثل لباس فرنگى و رومى و امثال ايشان ، يا اينكه اكابر و اشراف ، مانند اراذل و اجلاف در بازارها بازيها و حركات ناسزا كنند . امّا اگر علما و صلحا مثلا لباس ارباب مكاسب و صنايع پوشند ، بلكه خود نيز تحصيل معاش كنند و تخفيف در اوضاع خود دهند و خود را بار دوش مردم نكنند ، يا اينكه امرا و سلاطين لباس كرباس پوشند و به نان جو قناعت كنند و
هامش
( 1 ) . « ب » : حد وسط ايشان را راحتى . ( 2 ) . « ب » : نعمتها .
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 305 | حسن بن عبد الرزاق لاهيجى