تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
و ايضا در صلب مقدّس آن حضرت در آن وقت اولاد امجاد بودند كه بعد از آن به وجود آمدند . و ايضا در اطراف و اكناف بسيار بودند كه بتدريج به سبب مشاهدهء قوّت و شوكت اسلام رغبت به دين نمودند و همين معنا باعث رغبت ايشان بر اسلام شد . و ايضا بسيار اطفال محتاج به تكفّل احوال بودند كه بعد از بلوغ به حدّ كمال قبول هدايت نمودند . و با وجود اين مراتب آن حضرت در آن وقت آن قدر انصار و اعوان نداشت . پس با اين حال اگر مدارا و مماشات با ايشان نمىنمود و تقيّه نمىفرمود ، بلكه يا به حكم اعجاز ايشان را مىكشت ، سبب استيصال و بطلان مؤمنانى كه وجود يا ايمانشان بالقوّه مىبود مىگشت . يا از راه معجزه بر ايشان مسلّط مىشد جبر و اكراه در دين لازم مىآمد . و اگر از اين راه بىملاحظهء مصلحت ، تسلّط و كشتن صلاح مىبود ، حضرت رسالت بلكه خداى تعالى خود از همه كس اولى بود بندگان را مجبور گرداند يا همه را به عالم عدم رساند يا به حكم مجراى عادت با ايشان معامله مىفرمود و ظاهر است كه عادت الهى جارى نشده كه دو كس و سه كس هر چند پرزور و توانا باشند از عهدهء چندين هزار كس برآيند ، پس بالضروره بعد از آنكه جمعى بسيار را با وجود كمال قوت و شجاعت [ از بين بردند ، خود ] كشته شوند و اگر چنين مىشد اولا موجب حرمان خود از بلوغ به درجهء عاليه كه براى او مقدور بود مىبود . و ثانيا سبب استيصال مؤمنان بالقوه مىشد . و ثالثا هرگاه صحابهء كبار و اركان اسلام و امرا و سركردگان دين به علانيه در وقتى كه اهل اسلام هنوز آن قدر استيلايى نداشتند ، با هم اين معامله مىكردند ، تفرقه در اسلام ظاهر گشته مؤدى به اين مىشد كه يكباره نام اسلام منقطع شود و نشانش از ميان برخيزد و كفر بالكليّه بر دين مستولى گردد . و روزگار شرك و ضلالت بعينه رجوع كند . و توانست بود كه به اين سبب تا روز قيامت