[ مقدمه ]
بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد لله ربّ العالمين و صلّى اللّه على محمد و آله اجمعين .
اما بعد : يكى از برادران جانى و دوستان روحانى - روّح اللّه تعالى روحه و افاض عليه من روح فتوحه - التماس نمود كه اعتراض بعضى از سنّيان بر شيعه ، كه شما مىگوئيد : تقاعد حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - از حرب خلفاى ثلاثه براى تقيّه بود به سبب آنكه انصار نداشت . اگر تقيّه واجب بود پس حضرت امام حسين - عليه السلام - مىدانست و نكرد يا نمىدانست و كرد ؟ و به هر تقدير منافى امامت و عصمت است كه شما مدّعىايد .
جوابش را آنچه به خاطر فاتر بندهء كثير المعاصى حسن بن عبد الرزاق - جعلهما اللّه من خاصة انصار خاصته و رزقهما من عامة فضله بعامته - رسد نويسد ، ايجابا لمأموله و اجابة لمسئوله ، اين رساله كه موسوم است به درّ مكنون بنا بر اين كه حل اين شبهه جوهرى است شريف مبنى بر سرّى مخزون نوشته گشته .
و جواب اين سؤال به چند وجه توان گفت :
اولا : اينكه بعد از آنكه امامت و عصمت از طرق مقررهء خود ثابت شد ، اگر چيزى مشاهده شود كه به حسب ظاهر موافق آن نباشد ، به قدر فهم خود توجيه آن واجب گردد . و اگر فهم ما به هيچ وجه به آن نرسد مجملا دانيم كه سرّى و مصلحتى