خدا دوستش دارم . فرشته گفت : من رسول خدايم پيش تو چنان كه تو او را براى خدا دوست مىدارى ، خدا تو را دوست مىدارد .
حديث چهارم : ايضا شيخ به سند متصل روايت نموده از آن حضرت - صلى الله عليه و آله و سلم - كه فرمود : با هم دشمنى نكنيد و بر يكديگر حسد مبريد و براى يكديگر چيزهاى بد مگوييد . اى بندگان خدا همه برادر هم باشيد و هيچ مسلمى را حلال نيست كه سه روز بيش ، از برادر خود رنجش و دورى كند .
حديث پنجم : ايضا از حضرت رسالت - صلّى الله عليه و آله و سلّم - روايت كرده كه فرمود : هر كس با مؤمنى مهربانى كند ، يا به حاجت او قيام نمايد - خواه از حوايج دنيا و آخرت و خواه سهل و بزرگ بر خدا لازم است كه روز قيامت خادمى برابر او مقرّر فرمايد .
حديث ششم : ايضا روايت كرده كه مردى از حضرت ابا جعفر - عليه السلام - پرسيد كه حضرت پيغمبر - ص - هرگز مزاح و خوش طبعى مىنمود ؟ فرمود : خداى تعالى ، از مزاح او بود كه به خلق عظيم ، مدحش فرمود . خداى تعالى همهء انبيا را كه برگزيد ، قدرى گرفتگى در طبعشان بود و حضرت پيغمبر - ص - را به رأفت و رحمت برگزيد . و از رأفت و شفقتش با امّت بود . و مزاح و شوخى با ايشان مىفرمود . براى اينكه اگر نه چنين مىكرد ، هيچكدام از غايت تعظيم نگاه به او نمىتوانستند كرد .
حديث هفتم : ايضا روايت كرده به سند خود از معلّى بن خنيس كه گفت : از حضرت امام جعفر - عليه السلام - پرسيدم كه حقّ مسلم بر مسلم چيست ؟ فرمود :
هفت حقّ واجب است كه اگر يكى از آنها را ضايع كند ، از ولايت و اطاعت خدا بيرون رود و خدا را هيچ نصيبى در او نباشد . گفتم : فداى تو شوم ، آن حقوق كدام است ؟ فرمود : من به تو شفقت دارم ، مىترسم كه بدانى و به عمل نياورى و حفظ
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
ص٢٤٩