تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
پس نهايت سعى و اهتمام حاسد اين است كه در همه حال خود را به كام دشمن و محسود را به كام دوست اندازد و هيچ دشمنى با دشمنى ، اين كار نتواند كرد كه او بر سر خود آورده . و امّا عمل : بيانش اين است كه هرگاه حقيقت علّت و نفع و ضرر و اسباب و علاجش معلوم شد . بايد با خود مجاهده نمايد و آن منافع و مضارّ دنيوى و اخروى را مكرّر بر خود عرض كند و مثل معلّم طفل ، هر دقيقه [ آن ] را براى خود بخواند و بر تلخى و ناخوشى صبر و مخالفت نفس و هوا ، تحمّل كند و مدتى خود را به اين نحو دارد . مثل دشمن در كمين خود باشد نه مثل دوست . چه دوست به مقتضاى دوستى عيب دوست را توجيه مىكند و خوب در نظر مردم جلوه مىدهد ، به خلاف دشمن كه موشكافى را از حدّ مىبرد . به اين نحو بايد سلوك نمايد و از احوال خود غافل نشود و هر دقيقه‌اى كه از خود بيند ، خود را بر آن مؤاخذه نمايد . تا اينكه به توفيق و اعانت الهى به تدريج اين معنى عادت شود و انس گيرد و اين مرض زايل [ گردد ] . و در همه اختلاف احوال با خود بايد در اين مقام بوده و هميشه تفقّد و تجسّس اطوار خود بايد نمود تا إن شاء الله به فضل و رحمت نامنتهايى ، همهء احوال به صلاح آيد و همهء اخلاق رذيله به جميله مبدّل گردد و سعادت ابد حاصل شود ؛ و لا حول و لا قوّة الّا بالله العلىّ العظيم .

خاتمه در ذكر حديث چند كه مناسب اين رساله باشد

حديث اوّل : روايت نموده شيخ مكرّم معظّم شيخ زين الدين - قدّس اللّه سرّه و اعظم أجره و رفع قدره - در همين رسالهء كشف الرّيبة به سند متصل از حضرت امير المؤمنين - ع - از حضرت سيد المرسلين - صلّى الله عليهما و آلهما الطاهرين - كه فرمود : مؤمن را بر مؤمن بسى حق است كه از آنها برىء الذّمة نشود مگر اينكه بجا