تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
نكنى و ضايع گردانى ، گفتم : لا حول و لا قوّة الّا بالله . فرمود : آسانترين آنها اين است كه هر چه براى خود خواهى ، براى او خواهى و هر چه براى خود نپسندى ، براى او هم نپسندى . حقّ دويم اينكه تابع رضاى او باشى . و از رنجانيدن او بگريزى . سوم اينكه مدد و اعانتش كنى به بدن و مال و زبان و دست و پاى خود . چهارم اينكه چشم و دليل و آيينه‌اش باشى يعنى در كارها راهنمايى كنى و از ضررش خبردار گردانى ، مثل چشم و آيينه . پنجم اينكه تا او گرسنه باشد تو سير نباشى و تا او عريان است تو جامه نپوشى . ششم اينكه ، آنكه تو خادم خود را بفرستى تا رختش را بشويد و طعامش را بپزد و جايش را برچيند . هفتم اينكه قسمش را قبول كنى و دعوتش را اجابت نمايى و در بيمارى به عيادتش روى و بر جنازه‌اش حاضر شوى و وقتى بدانى حاجتى دارد ، تو ابتدا به قضاى حاجتش اقدام كنى و نگذارى كه از تو سؤال كند ، بلكه تو مبادرت نمايى . چون به اين حقوق عمل كنى ، حقّ محبّت و اطاعت او را بجا آورده باشى و بر او لازم كرده باشى كه حقّ تو را بجا آورد . حديث هشتم : ايضا روايت كرده از حضرت امام محمّد باقر - عليه السلام - كه فرمود : كسى كه در حاجت برادر مؤمن ، سعى كند ، ده حسنه برايش نوشته شود و ده سيّئه از او محو كنند و ده درجه بلند گردانند ، و مثل اين است كه ده بنده آزاد كند و بهتر است از آنكه يك ماه در مسجد الحرام اعتكاف دارد . حديث نهم : ايضا [ روايت كرده ] از حضرت امام جعفر - عليه السلام - كه فرمود : كسى كه يك سختى را از مؤمنى بردارد ، خداى تعالى سختيهاى آخرت را از او بردارد و از قبر كه بيرون آيد ، دلش خنك باشد و حرارت و تشنگى نداشته باشد . و هر كسى كه مؤمن گرسنه را طعام دهد ، خداى تعالى او را از ميوه‌هاى بهشت عطا
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 250 | حسن بن عبد الرزاق لاهيجى