تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
آورد يا صاحب حق ، عفو كند و بگذرد . خطايش را ببخشد و بر غربتش رحم كند و عيبش را بپوشد و از تقصيرش بگذرد و عذرش را قبول كند و غيبت و مذّمت را از او دفع نمايد و دائم خيرش را خواهد و محبّتش را نگاه دارد و دوستش را رعايت نمايد و در بيمارى عيادتش كند و بر جنازه‌اش حاضر شود و اجابت دعوتش كند و هديه‌اش را قبول كند و مهربانيش [ را ] تلافى نمايد و نعمتش را شكر گزارد و مددكاريش را خوب كند و حيله‌اش را حفظ و حاجتش را برآورد و سؤالش را شفاعت و عطسه‌اش را دعا كند و گمشده‌اش را راهنمايى كند و جواب سلامش و همراهيش را خوب كند و انعامش را خوب كند و قسمش را تصديق كند و با او دوستى كند و دشمنى نكند و نصرتش كند - خواه ظالم باشد و خواه مظلوم - اگر ظالم باشد مانع ظلمش شود و اگر مظلوم باشد رفع ظلم از او كند و در وقت تنگى و بلا و حوادث روزگار ، او را نگذارد و خود را به كنار نگيرد و هر چه براى خود مىخواهد ، براى او بخواهد ؛ و هر كس حقى از حقوق برادر مؤمن را ترك كند ، روز قيامت مطالبه نمايد و خداى تعالى براى او حكم كند . حديث دوم : ايضا شيخ مذكور - طاب ثراه - روايت نمود به سند متصل كه حضرت رسالت - ص - فرمود : مسلم برادر مسلم است . بر او ظلم نكنيد و دشنامش ندهيد . هر كس در قضاى حاجت مسلمى باشد ، خداى تعالى در قضاى حاجت او باشد و هر كس شدّتى را از مسلمى بردارد ، خداى تعالى شدتى از شدّتهاى روز قيامت را از او بردارد . و هركس مسلمى را خوش‌حال كند ، خدا او را خوش‌حال گرداند . حديث سوم : ايضا - رحمه الله - روايت كرده از حضرت رسالت - صلّى الله عليه و آله و سلّم - كه مردى از دهى به دهى ديگر مىرفت براى ديدن مؤمنى ، خداى تعالى فرشته‌اى پيش او فرستاد . از او پرسيد : به كجا مىروى ؟ گفت : به ديدن دوستى در فلان ده . گفت هيچ حقّى بر تو دارد كه به تلافى آن مىروى ؟ گفت : براى