و منشأ قسم پنجم شركت است ، در محبّت يك چيز بعينه . پس هر كدام دفع آن ديگرى را مىخواهند . و از اين قبيل است حسد زنان بر يكديگر ، هر يك مىخواهند كه عزّت و منزلت در پيش شوهر ، مخصوص او باشد ، و همچنين حسد فرزندان در پيش پدر و مادر ، و حسد شاگردان در پيش استاد ، و حسد امرا در پيش پادشاه ، و حسد علما در يك مكان .
و منشأ اعظم و سبب مشترك همهء انواع حسد دو چيز است : يكى حب دنيا ، دوّم چيزهاى دنيا . چه در دنيا چون نعمتها يكى است ، يك چيز را دو كس مالك نتواند شد . مثل يك مال و يك منصب و يك مرتبه و يك رياست ، مشترك ميان چند كس نتواند بود . و نعمتهاى آخرت چون غير متناهى است ، اگر هر كس مثل آنچه ديگرى دارد ، داشته باشد . از او هيچ كم نشود . و مثلا اگر چند عالم ، همه علمشان در يك مرتبه باشد ، از علم هيچكدام هيچ كم نشود و از اين جهت است كه ميان علما و اهل آخرت ، در امور اخروى حسد نباشد . مگر وقتى كه حب رياست و جاه ايشان را گمراه كند ؛ نعوذ بالله من ذلك جميعا .
مطلب چهارم در علاج مرض [ حسد ]
دانستى كه اين مرض از جمله اعظم مرضهاى دل و بزرگترين گناهان باطن است و علاجش در غايت ضرور است .
و علاج اين علّت هم مثل ساير علّتها موقوف است بر علم و عمل .
امّا علم : بيانش اين است كه بداند كه حسد براى حاسد ، مشتمل است بر ضرر دين و دنيا و آخرت . امّا ضرر دين و آخرت ، از آنچه گذشت به تفصيل معلوم گشت .
و ايضا حاسد دشمن داشته نعمت و تقدير و قضاى خداى تعالى را بر بندگان . و دوست داشته زوال راحت و خوشى را از ايشان . پس در اين گمان ، خداى تعالى و