تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
پنجم : مخذولى ، چه حاسد بر اعداى خود ظفر نيابد . چه زوال نعمت است از ايشان كه خداى تعالى براى ايشان خواسته و خواهش كسى بر خواهش خدا غالب نشود . و عقلا گفته‌اند كه حسد با اينكه خودش از صفات رذيلهء عظيمه است ، از جملهء اسباب عظيمهء خرابى عالم ، نيز هست . چه تمام اهتمام حاسد در هلاك و خراب ارباب فضايل و شرف و جاه و مال ، و اصحاب كمال است كه معمورى جهان به ايشان است ؛ و حسود را با فقرا و [ مستمندان ] كارى نيست .

مطلب سوم در ذكر اسبابى كه مورث حسد است

اين اسباب را هفت چيز يافته‌اند : عداوت ، عزت ، تكبّر ، تعجب ، خوف از فوت مقصود ، حبّ رياست و خيانت نفس . چه سبب كراهت نعمت و حسد زوالش ، يا عداوت است ميان ايشان و يا عزّت خود را مىخواهد و مىترسد كه آن ديگر يا آن نعمتى كه دارد بر او تفوّق و زيادتى بكند . و با وجود نعمتى كه او دارد ، مقدورش نمىشود يا اينكه نعمت و دولت عظيم است و از شأن محسود زيادتر مىداند و تعجب مىكند كه مثل او به اين مرتبه رسد ، يا اينكه مقصودى دارد و مىترسد كه نعمت او مانع آن شود . يا حب رياست دارد و مىخواهد بىمثل و ممتاز باشد ، پس او را نمىخواهد ، يا هيچ‌يك از اين اسباب نيست بلكه به محض اينكه نفسش خبيث و خسيس و بخيل است ، نمىخواهد كه ديگرى نعمتى داشته باشد . و گاه باشد كه اين اسباب همه با هم يا چند تا از آنها در يك كس جمع شوند ، و اين بدترين اقسام و علاجش از همه مشكلتر است ، و قسم پنجم و ششم مبتلايشان از همه بيشتر است . چه صاحبان آنها ، غالب اين است كه علما و امرا و عمال و سلاطين مىباشند كه آنچه مىخواهند ، مىتوانند .
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 244 | حسن بن عبد الرزاق لاهيجى